زنجير [ ى ] ( 1 ) بريد هفتاد گز . و « سلك » هم لازم است و [ هم ] ( 2 ) متعدّى ، به مصدر پيدا شود كه مصدر لازم « سلوك » باشد ، و مصدر متعدّى « سلك » قال الشّاعر :
حتى اذا سلكوهم في قتائدة
عبد اللَّه عبّاس گفت : اين هفتاد گز به گز فرشتگان باشد از زير او در آورند ( 3 ) و به ( 4 ) بينى دره ( 5 ) او بيرون آرند ( 6 ) و بهرى را به دهن او دربرند و از زير او بيرون آرند . نوف البكاليّ گفت : هفتاد گز باشد هر گزى هفتاد باع باشد هر باعى از اين جا كه ما هستيم ( 7 ) تا به مكّه ، و اين خبر ( 8 ) در رحبهء كوفه مىگفت ، و سفيان گفت : هر گزى به گز ما هفتاد گز [ باشد ] ( 9 ) ، پس هفتاد در هفتاد باشد [ 73 - پ ] .
حسن بصري گفت : جز خداى نداند كه مقدار ذراعى چند باشد ، و عبد اللَّه عمرو بن العاص روايت كرد كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : اگر پارهاى ارزيز به مقدار حجم سر آدمى از آسمان فرود افگنند ( 10 ) به زمين رسد پيش از آن كه شب در آيد و اين پانصد ساله راه است صاعد را ( 11 ) ، امّا طول اين سلسله چندان باشد كه [ اگر اين ] ( 12 ) ارزيز از بالاى او به زير افگنند ( 13 ) چهل خريف برود شب و روز و او هنوز به آخر نرسيده باشد . كعب الأحبار گفت فى قوله : * ( ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوه ) * ، گفت : اگر همهء آهن كه در دنيا هست با يك حلقهء او بر سنجند ، يك حلقهء او بر همهء آهنهاى دنيا بچربد ( 14 ) . سويد بن ابي نجيح گفت كه : جملهء اهل دوزخ در اين يك سلسله
هامش
( 12 - 9 - 2 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : برآرند .
( 4 ) . آد ، گا : و از .
( 5 ) . آد ، گا : ندارد .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : به درآرند .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كه مقام است .
( 8 ) . كا : حديث .
( 13 - 10 ) . اساس : افكند ، با توجّه به آد ، كا تصحيح شد .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : لفظ « صاعد را » ندارد .
( 14 ) . كا : بچسبد .