تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
شىء [ هو ] ( 1 ) . و وجه دوم خبر ابتدا ، و التّقدير : هذه الحاقّة . آنگه بر سبيل تفخيم شأن او و تعظيم او گفت : أىّ شىء الحاقّة . و « حاقّه » نامى است از نامهاى قيامت ، و براى آن « حاقّه » خواندند ( 2 ) آن را كه حقّ است و درست و در او كارهاى حقيقت و حق باشد ، براى آن كه يحقّ الجزاء على ( 3 ) الأعمال ، جزا براى عمل واجب باشد در او . و حقّ الشّىء يحقّ حقّا فهو حقّ و حاقّ . مؤرّج گفت در او سه لغت است : حقّ و حاقّ و حقّة ( 4 ) ، آنگه بر سبيل تعجّب و استعظام گفت به لفظ استفهام [ كه ] ( 5 ) : * ( مَا الْحَاقَّةُ ) * ، چه حاقّه و چه كارى [ حقّ و ] ( 6 ) راست است ( 7 ) . * ( وَما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ ) * ، و چه آگاه كرده است تو را كه اين روز « حاقّه » - كه [ روز ] ( 8 ) قيامت است - چه روز است ! آنگه در قصّهء اوايل گرفت [ و ] ( 9 ) گفت : * ( كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعادٌ بِالْقارِعَةِ ) * ، دروغ داشتند ثمود - كه قوم صالح بودند - و عاد - كه قوم هود [ بود ] ( 10 ) ند - قارعه را . در « قارعه » دو قول گفتند : يكى آن كه قارعه نامى است از نامهاى قيامت ، يعنى ايشان قيامت به دروغ داشتند ( 11 ) ، و گفتند : مراد آن عذاب است كه به ايشان فرود آمد و پيغمبرشان وعده داد باور نداشتند . * ( فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ ) * ، در او دو قول گفتند : يكى آن كه : بطغيانهم و عصيانهم . و امّا ثمود را هلاك كردند به طغيان و عصيانى كه كردند ، و اين لفظ
هامش
( 10 - 9 - 8 - 6 - 5 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 2 ) . كا : خوانند . ( 3 ) . اساس : اعمال ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 4 ) . اساس : حاقه و حقيقت ، با توجّه به آد ، كا تصحيح شد . ( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : حق و راستينه . ( 11 ) . كا قوم ثمود كه قوم صالح بودند .