ميوهء آن نزديك .
بخوريد و بياشاميد گوارنده بر آنچه پيش كرديد اندر روزگار گذشته .
و امّا هر كه بدهندش نامهء او به دست چپ ، او گويد كاشكى ندادندى به من نامهء من .
و ندانستمى كه چه باشد شمار ( 1 ) .
يا كاشكى آن بودى مرگ .
و سود نكرد از من خواستهء من .
نباشد ( 2 ) از من قوّت من .
بگيريد او را و غل كنيد او را .
پس اندر دوزخ بسوزانيد او را .
پس در سلسله كشيد بدست كردند هفتاد ارش ، اندر دوزخ رانيد او را .
كه او بود نگرويده به خداى بزرگوار .
و نه تحريض ( 3 ) كردى بر طعام درويش .
نباشد او را امروز آن جا خويشى .
و نه طعامى مگر از ريم اهل دوزخ .
نخورند ( 4 ) [ از ] ( 5 ) آن مگر كافران .
پس سوگند ياد كنم بدانچه مىبينيد .
هامش
( 1 ) . ترجمه آيه در متن تفسير : ندانستمى تا حساب چه باشد .
( 2 ) . ترجمهء كلمه در متن تفسير : هلاك شد .
( 3 ) . اساس : كلمه به صورت « حريص » هم خوانده مىشود .
( 4 ) . اساس : نخورد ، با توجّه به ترجمهء آيه در متن تفسير تصحيح شد .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به ترجمهء آيه در متن تفسير افزوده شد .