آيت آن بود كه كافران خواستند كه رسول را به چشم كنند . قومى از قريش بيامدند و برابر او بايستادند و گفتند : ما مانند اين مردى ( 1 ) نديديم در فصاحت و بلاغت و اظهار بيّنت . و گفتند : اين جماعتى بودند از بنى اسد ( 2 ) معروف به چشم بد ، بيامدند و اين گفتند . و در خبر آوردهاند كه : يكى از ايشان به گاوى يا شترى نيكو ( 3 ) بگذشتى ( 4 ) كه گفتى ( 5 ) : چه نيكوست اين ! شتر دور نرفتى تا ( 6 ) بيفتادى به دردى و علَّتى ، و خداوندش او را بكشتى . و گفتند : وقتى كه ايشان را گوشت بايستى ، يكى از ايشان كنيزك را گفتى برخيز و زنبيل برگير تا پارهاى گوشت به يارى ( 7 ) . او بيامدى هر كجا شترى ( 8 ) يا گاوى يا گوسفندى نيكو ( 9 ) بديدى بگفتى : ما احسنها و ما رأيت مثلها ، در حال بيفتادى و خداوندش به سر آمدى و بكشتى و او را نصيبى بدادى ( 10 ) .
و گفتند : در ميان ايشان مردى بود [ و چشم او چنان بود كه بر هر چه آمدى ] به استحسان ، اصابت كردى ، [ 70 - ر ] او را رها نكردندى كه از خيمه بيرون آيدى . وقتى كه دلش تنگ شدى ، دامن خيمه برداشتى و نظاره مىكردى ، اگر ناگاه ( 11 ) كاروانى يا گلَّهاى بگذشتى آن جا ، هر آن چهار پاى كه به چشم او در آمدى ، چون چشم بر او افگندى از پاى بيفتادى يا به مردى ( 12 ) يا بكشتندى .
كلبي گفت : قريش بيامدند و اين مرد را گفتند تو را چه زيان دارد ( 13 ) اگر
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مرد .
( 2 ) . اساس : بنى اسرائيل ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : اشترى فربه .
( 4 ) . اساس : بگذشتندى ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و گفتى .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بسى بر نيامدى كه .
( 7 ) . آد ، گا : بر گير و پارهاى گوشت بيار .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بيامدى و چون به شترى .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : فربه .
( 10 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و نصيبى به آن كنيزك دادى .
( 11 ) . آد ، گا ناگاه .
( 12 ) . آد و .
( 13 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : زيان دهد .