چنين نورى عظيم و ايشان را دعوت كنند با سجود ، يعنى آن داعى و باعث كه پديد آيد ايشان را عند آن كه نور بينند خواهند تا سجده كنند نتوانند .
آنگه وصف ايشان كرد ( 1 ) : * ( خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ ) * ، ذليل باشد چشمها [ ى ايشان ] ( 2 ) . * ( تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ) * ، أى تغشاهم ، با ايشان در آيد و باز پوشد ايشان را مذلَّتى و خوارى . * ( وَقَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سالِمُونَ ) * ، [ و ] ( 3 ) پيش از اين ايشان را دعوت كردند با سجده و ايشان به سلامت بودند از اين آفت ، اجابت نكردند .
آنگه اينان را به دوزخ برند و مؤمنان را به بهشت .
ابراهيم التّيميّ گفت في قوله : * ( وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ ) * ، نماز ( 4 ) فريضه خواست كه مؤذّنان دعوت مىكنند به آن به بانگ نماز و قامت ، سعيد جبير گفت : مراد آنانند كه « حىّ على الصّلوة » مى شنيدند اجابت نكردند : كعب الأحبار گفت : و اللَّه كه اين آيت فرود نيامد الَّا در [ 69 - پ ] آنان كه [ از ] ( 5 ) نماز جماعت تخلَّف كردند .
گفتند : ربيع خثيم را فالج پديد آمد در آخر عمر ، او خويشتن را بر دو كس انداختى ( 6 ) و به مسجد شدى . گفتند : اگر به خانه نماز كنى روا باشد كه تو را عذرى هست . گفت : روا نمىدارم كه « حىّ على الصّلوة » مىشنوم اجابت نكنم .
* ( فَذَرْنِي وَمَنْ يُكَذِّبُ بِهذَا الْحَدِيثِ ) * [ خداى تعالى بر سبيل تهديد و وعيد گفت : رها كن مرا با آنان كه به اين حديث ] ( 7 ) تكذيب كردند ، يعنى كافران كه قرآن به دروغ داشتند . * ( سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ ) * ، در نورديم ما ايشان را به عذاب
هامش
( 1 ) . آد : وصف كرد ايشان را ، كا : وصف كرد ايشان را گفت .
( 3 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد ، كا افزوده شد .
( 4 ) . اساس گفت ، با توجّه به كا و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 7 - 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . آد ، كا : افگندى .