بيايى و نظر بر محمّد افگنى ، باشد كه چشم تو بر ( 1 ) او رسد . او بيامد و رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - قرآن مىخواند ، و ( 2 ) برابر رسول - عليه افضل الصّلوات - باستاد و ساعتى در او مىنگريد و انديشه مىكرد و هيچ شك نكرد در آن كه رسول به چشم او زده شود ، اين بيت ( 3 ) انشاء كرد ( 4 ) :
قد كان قومك يحسبونك سيّدا
و إخال أنّك سيّد معيون
أى مصاب بالعين ، حق تعالى رسول را از چشم بد او نگاه داشت و اين آيت فرستاد : * ( وَإِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ ) * ، « ان » مخفّفه است از ثقيله ، و براى آن « لام » در خبر او باز آمد كه اين « لام » ملازم باشد با « ان » مخفّفه ، و التّقدير : و انّه أى انّ الشّأن ، نزديك است كه آن كافران تو را به چشم بد اصابه كنند ( 5 ) . و قوله : * ( لَيُزْلِقُونَكَ ) * ، تو را ازالت كنند و بخيزانند ( 6 ) . و اعمش و عيسى در شاذّ خواند : « ليزهقونك » ، و اين قراءت عبد اللَّه مسعود و عبد اللَّه عبّاس است .
و گفتند معنى آن كه : ليهلكونك ، تو را به هلاك كنند من الزّهوق و هو البطلان و الزّوال ، و أزهقه اذا ابطله و ازاله ، و منه قوله : إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً ( 7 ) ، و اهل مدينه خواندند : « ليزلقونك » بفتح الياء و هما لغتان ، يقال : زلقه و ازلقه بمعنى ، و عبارات مفسّران در تفسير [ اين ] ( 8 ) لفظ مختلف است و معنى متقارب .
عبد اللَّه عبّاس گفت : « ينفذونك » ، چشم بد بر تو بگذرانند من قولهم :
زهق السّهم و زلق اذا نفذ ( 9 ) . كلبيّ گفت : « يصرعونك » ، بيفگنند تو را ، حيّان گفت : برگردانند تو را از آنچه تو بر آنى از اداى رسالت . عطيّه گفت : « يرمونك » ،
هامش
( 2 - 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : در .
( 3 ) . كا : بيتها .
( 4 ) . اساس : گفت ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ازالت كنند .
( 6 ) . آد : بلغزانند .
( 7 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 81 .
( 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 9 ) . اساس : انفذ ، با توجّه به كا تصحيح شد .