ملامت مىكردند [ 68 - پ ] و مىگفتند : * ( يا وَيْلَنا ) * ، اى واى ما ( 1 ) طاغى و باغى بودهايم و اسراف و تعدّى كردهايم در كفران نعمت و منع حقّ خداى و نصيب درويشان [ و آن كه در سوگند استثنا نكردهايم ] ( 2 ) . ابن كيسان گفت : و ما طغيان كرديم در نعمت خداى چون شكر آن نگزارديم و آنچه پدر ما كرد نكرديم .
* ( عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ ) * ، همانا خداى ما ما را بدل باز دهد ازين بستان به از اين كه رغبت كردهايم به خداى - جلّ جلاله : عاصم خواند و حسن و اعمش و ابن محيص : « يبدلنا » به تخفيف من الابدال ، و ديگران به تشديد من التّبديل و معنى يكى باشد . و بعضى ديگر ( 3 ) اهل لغت گفتند : فرق است ميان إبدال و تبديل . ابدال جعل چيزى باشد به جاى چيزى بر سبيل ( 4 ) بدل و عوض ، و تبديل تغيير او باشد يا تغيير بعضى احوال او ، و آن چيز قايم بر جاى خود . عبد اللَّه مسعود گفت : خداى تعالى از ( 5 ) ايشان ( 6 ) توبهء ايشان صدق شناخت ، ايشان را بستانى بداد به از آن ، چندانى ميوه و انگور در او كه يك خوشهء انگور بار استرى ( 7 ) بود ، و نام آن بستان حيوان بود . بكر بن سهل الدّمياطىّ گفت من از ابو خالد يمانى شنيدم كه گفت : من اين باغ ديدم در او هر خوشهء انگور [ بود ] ( 8 ) به بالاى مردى سياه ( 9 ) .
* ( كَذلِكَ الْعَذابُ ) * ، آنگه حق تعالى بر سبيل تهديد گفت : عذاب ما چنين باشد ، * ( وَلَعَذابُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ) * ، و عذاب آخرت بزرگتر و سختتر است ( 10 ) اگر دانند .
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : اى واى بر ما كه ما .
( 8 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها از .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : چيزى نهادن باشد بر طريق .
( 5 ) . آد ، گا : آن .
( 6 ) . كا و از .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : شترى .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 10 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : باشد .