اقبل سيل جاء من امر اللَّه ( 1 )
يحرد حرد الجنّة المغلَّة ( 2 )
* ( فَلَمَّا رَأَوْها ) * ، چون بستان بر آن حال ديدند ، گفتند : ما ضالّ و گمراهيم از راه بستان خود ، يعنى نه اين بستان ماست ، از آن ( 3 ) جا كه بستان خود آبادان و پردرخت و ميوه رها كرده بودند . گفتند : ما راه غلط كردهايم .
چون نيك بديدند ( 4 ) و بدانستند كه جاى همان جاى است ( 5 ) و لكن ميوه و درختان بر جاى نبود ، گفتند : * ( بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ) * ، از آن حديث اضراب كردند و عدول ، و گفتند : نه آن است كه ما گفتيم ، بل ما را محروم كردند و روزى و خير آن ( 6 ) بستان از ما باز گرفتند براى آن كه ما از درويشان باز گرفتيم .
* ( قالَ أَوْسَطُهُمْ ) * ، گفت عادلترين ايشان : * ( أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ ) * ، نه من شما را گفتم چرا تسبيح نكنيد ( 7 ) و ذكر خداى نكنيد ، و گفتند : چرا استثنا نمىكنيد در اين سوگند و بر اطلاق اين سوگند مىخوريد دلير [ و از ابو صالح گفت ] ( 8 ) :
استثناى ايشان « سبحان اللَّه » بود ، و گفتند : چرا شكر نكرديد ؟ [ و ] ( 9 ) مراد به تسبيح و تحميد شكر است ، و گفتند : چرا استغفار نمىكنيد و از خداى آمرزش نمىخواهيد ؟
* ( قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا ) * ، گفتند : پاك است ( 10 ) خداى ما از آن كه بر ما ظلم كند و بر او گمان ظلم برند . * ( إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ ) * ، ظالم [ ما ] ( 11 ) بودهايم بر نفس خود .
* ( فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ ) * ، آنگه روى در يكديگر آوردند و يكديگر را
هامش
( 1 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : عند اللَّه ، با توجّه به مآخذ معتبر شعرى قرطبى ( 18 / 242 ) ، تصحيح شد .
( 2 ) . اساس : المقل ، با توجّه به كا تصحيح شد ، چاپ شعرانى ( 11 / 236 ) أى يقصد .
( 3 ) . اساس : اين ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بنگريستند .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : جاهمان جاست .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : اين .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : نمىكنيد .
( 11 - 9 - 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : منزّه است .