اين عهد است ؟ حسن بصري گفت : مراد به « زعيم » رسول است اين جا ، يعنى اين پيغام كه آورد و به ( 1 ) اين رسالت ( 2 ) كه آمد به شما ؟ ابن كيسان گفت : « زعيم » آن كس باشد كه قايم باشد به حجّت و دعوى .
* ( أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ ) * ، يا ايشان را انبازانند ، يعنى معبودان ايشان كه براى ايشان گواهى دهند بر دعوى ايشان . * ( فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ ) * ، بياريد ( 3 ) آن گواهان ( 4 ) اگر راست گوييد ( 5 ) كه شما را گواهى هست ، و اين بر سبيل اقامت حجّت گفت بر ايشان تا بدانند كه دعوى ايشان باطل است ، براى آن كه خالى است از بيّنت ، و قوله :
* ( فَلْيَأْتُوا بِشُرَكائِهِمْ ) * ، امر مشروط است به شرط صدق تا امر به قبيح ( 6 ) نباشد ، و اضافهء « شركاء » به ايشان اضافهء دعوى است ، يعنى معبودان كه ايشان دعوى كردند شركت عبادت ميان خداى تعالى و ميان ايشان ، چه ايشان بتان را شريك خداى گفتند - تعالى اللَّه عن ذلك علوّا كبيرا ، چنان كه گفت : جَعَلُوا لِلَّه شُرَكاءَ الْجِنَّ ( 7 ) ، و بيان كرديم كه عرب به أدنى ملابسه بين الشّيئين اضافه كنند .
* ( يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ ) * ، عامّهء قرّاء خواندند : « يكشف » به ضمّ الياء على الفعل المجهول و عبد اللَّه عبّاس خواند كه : « تكشف » به تاء المفتوح ، [ يعنى ] ( 8 ) تكشف القيامة عن ساق ، و حسن گفت : تكشف به « تا » ى مضموم بر فعل
هامش
( 1 ) . گا : ندارد .
( 2 ) . گا از .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : گوبياريد . هر چند صيغهء عربى كلمه امر غايب است امّا در تفسير مىتوان به مخاطب ترجمه كرد .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها را .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مىگوييد ، هر چند به سياق عربى جمله غايب است ، امّا در فارسى صورت خطابى هم بى مورد نيست .
( 6 ) . گا : قبح .
( 7 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 100 .
( 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .