تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
* ( فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ ) * ، بگرديد بر او عذابى از خداى تعالى ، يعنى بر آن بستان ، و آن آتشى بود كه از آسمان بيامد در شب و آن بستان را بسوخت . * ( [ وَهُمْ نائِمُونَ ] ) * ، و ايشان خفته بودند . « واو » حال است . * ( فَأَصْبَحَتْ ) * ، در روز آمد آن بستان . * ( كَالصَّرِيمِ ) * ، مانند صريم . و در او چند قول گفتند : يكى آن كه چون شب سياه شد ( 1 ) ، من قول الشّاعر :
تطاول ليلك الجون البهيم فما ينجاب عن صبح صريم
أى ليل أسود . حسن گفت : صريم ، أى صرم عنها الخير ، خير [ از ] ( 2 ) او ببريدند تا در او هيچ خير نماند ( 3 ) . ابن كيسان گفت : كالحرّة ( 4 ) السّوداء ، مانند سنگ سياه . زيد أسلم گفت : چون كشت دروده . أخفش گفت : چون صبح كه از شب باز شود . مؤرّج گفت : چون ريگ از زمين باز شد ( 5 ) . و اصل صريم از صرم باشد ، فعيل به معنى مفعول ، و هر چه از چيزى باز برند آن را صريم خوانند . پس شب صريم باشد و صبح صريم باشد ، براى آن كه هر يكى از ايشان منصرم مىشوند از صاحبش . عبد اللَّه عبّاس گفت : خاكستر سياه ، و اين لغت خزيمه است . * ( فَتَنادَوْا مُصْبِحِينَ ) * ، چون در صبح در آمدند يكديگر را آواز دادند خداوند [ ان ] ( 6 ) بستان ، و نصب « مصبحين » بر حال است . * ( أَنِ اغْدُوا عَلى حَرْثِكُمْ ) * ، كه بامداد پگاه به سر كشت و بستان خود روى ( 7 ) اگر خرما خواهيد بريدن . * ( فَانْطَلَقُوا ) * ، برفتند . * ( وَهُمْ يَتَخافَتُونَ ) * ، « واو » حال است ، با يكديگر پنهان
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد . ( 6 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : تا روز آمد هيچ نمانده بود . ( 4 ) . اساس : كالحجر ، با توجّه به كا و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : باز شود . ( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : رويد .