برفت سه پسر بود او را به ميراث به ايشان رسيد ، با يكديگر گفتند : ما اين ( 1 ) نتوانيم كرد كه پدر ما كرد از آن كه يك نيمه از ميوهء اين درختان كما بيشى به درويشان دادى كه ما را عيال بسيار است و مال اندك . راه بر گرفتند بر رهگذريان . و چون وقت ارتفاع بود درويشان به عادت آمدند ، گفتند :
امروز و فردا وقت نيست هنوز ، آنگه اتّفاق كردند كه شبى بروند و در شب بر آن درختان باز كنند پنهان [ از ] ( 2 ) درويشان و بر آن سوگند خوردند ( 3 ) ، استثنا نكردند . آن شب به اين اتّفاق كردند ، عذابى بيامد و آتش جملهء آن درختان را با بر بسوخت . خداى تعالى در اين آيت قصّهء ايشان كرد ( 4 ) . * ( كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ ) * ، [ الف ] ( 5 ) و « لام » [ فى قوله : « الجنّة » ، « الف » و « لام » ] ( 6 ) تعريف عهد است ، يعنى آن بستان معروف . * ( [ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ ] ) * ( 7 ) ، چون سوگند خوردند كه خرما و ميوهء آن درختان در وقت غلس و بامداد پگاه باز كنند در وقتى كه درويشان خبر ندارند ، و « لام » [ 68 - ر ] و « نون » تأكيد در * ( لَيَصْرِمُنَّها ) * ، جواب قسم است ، و نصب * ( مُصْبِحِينَ ) * ، بر حال است ، و « صرم » و « صرام » و « جذاذ » آن باشد كه ميوه از درخت باز كنند ، و بيشتر در خرما ( 8 ) استعمال كنند .
* ( وَلا يَسْتَثْنُونَ ) * ، محلّ او هم حال است ، و التّقدير غير مستثنين . و استثناى قسم آن باشد كه گويد : و اللَّه لأفعل كذا و لأفعلنّ كذا الَّا اذا كان كذا ، و قيل قوله : إِلَّا ما شاءَ اللَّه ( 9 ) ، و قيل قوله : إِنْ شاءَ اللَّه ( 10 ) .
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : آن .
( 6 - 5 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها و .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بگفت .
( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها از قرآن مجيد افزوده شد .
( 8 ) . اساس : خبر ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 9 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 128 .
( 10 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 99 .