* ( فَإِذا هِيَ تَمُورُ ) * ، كه تو بينى مىجنبد ، اين قول حسن است . ضحّاك گفت :
مىگردد و اهلش را مىگرداند ، يعنى زمين . ابن كيسان گفت : فرو مىبرد [ ايشان را ] ( 1 ) .
* ( أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّماءِ ) * ، يا ايمن شدهايد از آن كه ( 2 ) در آسمان است - بر آن تأويلها كه رفت . * ( أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حاصِباً ) * ، [ كه فرو فرستد بر شما بادى سخت كه سنگريزه آرد ، چنان كه فرستاد بر قوم لوط فى قوله : إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ حاصِباً ( 3 ) ] ( 4 ) .
فستعلمون ، بدانيد آن كه ( 5 ) عذاب من چگونه باشد ، و قيل : « نذيري » أى انذاري بالعذاب ، ترسانيدن من به عذاب چگونه باشد ! * ( وَلَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ ) * ، [ گفت ] ( 6 ) : تكذيب كردند آنان كه پيش از اينان ( 7 ) بودند پيغمبران را و ايشان را باور نداشتند . * ( فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ ) * ، چگونه بود انكار من بر ايشان بر ( 8 ) عذاب . و اختلاف قرّاء در اثبات « يا » و حذفش را در اخوات ( 9 ) اين لفظ برفته است كه بعضى « يا » بياوردند [ به اصل ] ( 10 ) و بعضى به كسره ( 11 ) اكتفا كردند .
* ( أَ وَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صافَّاتٍ ) * ، آنگه حق تعالى بر سبيل تذكير نعمت گفت : نمىبينند اين كافران مرغان را كه از بالاى سر ايشان در هوا معلَّق و بال گسترده مىپرند ( 12 ) ، و گاه بال فراهم گرفته ، گاه به صفيف مىپرند و گاه به دفيف ( 13 ) ، و ايشان را در هر دو حال كس نمىدارد جز خداى تعالى از آن كه
هامش
( 10 - 6 - 4 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : از خدايى كه .
( 3 ) . سورهء قمر ( 54 ) آيهء 34 .
( 5 ) . آد ، گا : آنگه كه .
( 7 ) . آد ، گا : پيش ايشان .
( 8 ) . اساس : و ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 9 ) . اساس : اخوان ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كسر .
( 12 ) . آد و ديگر نسخه بدلها و يقبضن .
( 13 ) . آد ، كا : طفيف .