تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
[ آن ] ( 1 ) از كسى شنيده باشد و نقل كرده ، چون سخنى خواستندى گفتن ، گفتندى : * ( أَسِرُّوا ) * ، اين حديث به سرّ گوييد كه كس ( 2 ) بشنود ، و خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اگر خواهيد به سرّ گوييد كه كس نشنود ( 3 ) ، و اگر خواهيد به جهر كه من عالمم به آنچه در دل داريد ( 4 ) . آنگه گفت : آن كه شما را آفريد ، نداند احوال و اقوال شما ! و مفعول هر دو بيفگند ، و تقدير آن است : ( ألا يعلم الله الذي خلقهم اسرارهم و احوالهم ) . صورت كلام استفهام است و معنى تقرير . * ( وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ) * ، و او خدايى است با لطف و رفق ، گواه و دانا به احوال بندگان . امّا قوله : * ( مَنْ خَلَقَ ) * ، محلّ « من » شايد كه رفع بود بر فاعليّت ، [ و التّقدير : الا يعلم اللَّه الخالق ، و شايد كه محلّ او نصب بود بر مفعول ] ( 5 ) و التّقدير : الا يعلم اللَّه من خلقه ، اى المخلوقين ، و و بر اين قول ( 6 ) فاعل محذوف باشد و مفعول مذكور . مسيّب گفت : مردى ( 7 ) شبى از شبها در ميان درختان مىرفت ، بادى سخت در آمد ( 8 ) و از هر درختى برگ بسيار فرود آمد ، در خاطر او بگرديد كه گويى خداى داند كه چند برگ از [ اين ] ( 9 ) درختان بيفتاد ، هاتفى از گوشه‌اى [ 63 - ر ] آواز داد كه : * ( أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ) * . محمّد بن الفضيل گفت : مردى در ميان بيشه‌اى پر درخت ( 10 ) مىرفت ، در خاطر او بگذشت كه اگر در اين جايگاه كسى به معصيتى ( 11 ) مشغول باشد كس ، از
هامش
( 9 - 5 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : تا كس . ( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : « كه كس نشنود » را ندارد . ( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها * ( أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ) * . ( 6 ) . اساس : بر آن قول ديگر ، با توجّه به كا تصحيح شد . ( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها در . ( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : برآمد . ( 10 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : درختى . ( 11 ) . اساس : مصيبتى ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 325 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي