قوله : * ( أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ) * ، مبتدا و خبر است .
قوله تعالى : * ( الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ) * ، آن خدايى كه بيافريد هفت آسمان را طبق بر بالاى طبق ( 1 ) نهاده ( 2 ) ، و يقال : أطبقت الشّىء اذا جعلت بعضه فوق بعض . أبان بن تغلب گفت : شنيدم از اعرابى كه كسى ( 3 ) را ذم مىكرد مىگفت : شرّه طباق و خيره غير باق . و نصب « طباقا » بر حال است . و بعضى به اين آيت استدلال كردهاند بر آن كه آسمان كرى ( 4 ) نيست كه آنچه مطبّق بود مسطَّح باشد ( 5 ) شكل كره ندارد ، و اين [ معنى ] ( 6 ) معتمد نيست براى آن كه ممكن بود كه مطبّق باشد طبق از بالاى طبق ، و اگر چه جملهء او در تدوير شكل كره دارد و [ از ] ( 7 ) اين امتناع نيست مسلمانان را چون به ادلَّهء قاهره درست شد ( 8 ) كه آن را خالقى و مدبّرى و مصرّفى هست كه مىدارد و مىگرداند .
آنگه گفت : * ( ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ ) * ، حمزه [ 62 - ر ] و كسائى و اعمش و يحيى « تفوّت » خواندند بى « الف » على تفعّل ، و باقى قرّاء « تفاوت » خواندند على تفاعل ، و اصل كلمه از « فوت » باشد ، و چيزهاى مخالف را براى آن متفاوت خوانند كه بهرى از بهرى فايت باشد ، و معنى يكى است كالتّعهّد و التّعاهد و التّجمّل و التّجامل ، گفت : در خلق خداى تعالى تفاوتى نبينى ، يعنى كما بيشى و تناقضى و تباينى و اختلافى از روى حكمت نه از روى منظر ، بل جمله مستقيم است و مستوى . و در قراءت عبد اللَّه عبّاس آمد كه او خواند : « من
هامش
( 1 ) . كا : طباق .
( 2 ) . اساس : نهاد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : يكى .
( 4 ) . كذا : در اساس و ديگر نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 11 / 210 ) كروى .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بود و .
( 7 - 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 8 ) . آد ، گا : شده .