اين باب به تقديم و تأخير و او موجب ترتيب نيست ، چنان كه گفت : يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَيَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ ( 1 ) ، و ذكور از اناث به باشد ، و اين براى آن چنين گفت كه در تقديم ترجيح و تفضيلى نيست .
بعضى ديگر گفتند : براى آن تا مكلَّفان متّعظ شوند به او ( 2 ) بدانند كه مرجع با موت خواهد بودن . قتاده گفت : خداى تعالى آدمى را به مرگ ( 3 ) ذليل بكرد و دنيا هم سراى حيات كرد و هم سراى فنا ، و آخرت را سراى بقا كرد و جزا . بعضى ديگر گفتند : براى آن تقديم كرد او را كه او ( 4 ) مقدّم است ، نبينى كه خاك و نطفه و آن چيزها را كه احيا را ( 5 ) از او آفريدند همه موات و جماد بوده است ، آنگه حيات در او آفريدند .
و روايت كردند ( 6 ) از عبد اللَّه عبّاس كه او گفت : خداى تعالى مرگ را بر صورت كبشى سياه ( 7 ) سفيد ( 8 ) آفريد ، به هيچ [ چيز ] ( 9 ) گذر نكند ( 10 ) و به او نرسد الَّا كه بميرد . و حيات را بر صورت اسبى ابلق ( 11 ) آفريد ، و آن اسبى است ( 12 ) كه جبرئيل - عليه السّلام - و انبيا - عليهم السّلام - بر او نشستند ( 13 ) ، از خر مهتر است و از استر [ كهتر ] ( 14 ) . گام او يك چشم زخم ( 15 ) باشد . پاى بر هيچ چيز ننهد و به هيچ چيز نرسد و الَّا آن چيز زنده شود ، و او آن اسبى است كه جبرئيل - عليه السّلام - بر او نشسته بود . چون سامرى او را ديد و خاك از پى او برگرفت و
هامش
( 1 ) . سورهء شورى ( 42 ) آيهء 49 .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : شوند و .
( 3 ) . آد ، كا : موت .
( 4 ) . كا : آن .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : خلق .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و روايتى ديگر .
( 7 ) . گا و .
( 8 ) . آد ، گا : سپيد .
( 14 - 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 ) . كا : ظفر نكند .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ماده .
( 12 ) . اساس : اسبست ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 13 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : نشينند .
( 15 ) . آد ، گا : چشم زدن .