شود از تخريب بنيه ( 1 ) و ترجيح بعضى معانى بر بعضى از آنچه حيات محتاج است به دو از حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و يا سدّ مخارج روح چون خناق و ضيق نفس و آنچه حيات به او منتفى شود ، و مذهب درست اين است كه گفتيم . و مذهب ابو على و ابو القاسم بلخى آن است كه : موت معنى است و ضدّ حيات است ، و ابو هاشم را مذهب آن بود اوّل ، آنگه رجوع كرد . و ( 2 ) مذهب اشعرى ( 3 ) و نجّار هم اين است . و براى آن گفتيم كه او معنى نيست كه حكمى صادر نيست از او كه استدلال توان كردن به او و به آن كه او معنى است ، و چون ( 4 ) مدرك نباشد و طريقى نباشد از حكم به اثبات او ، اثبات كردن او [ 61 - پ ] مؤدّى بود با جهالت . قوله : * ( لِيَبْلُوَكُمْ ) * ، تا بيازمايد شما را كه [ از شما ] ( 5 ) كدام ( 6 ) نيكو عملتر است . بيان كرديم پيش از اين كه معنى ابتلاء از خدا چه باشد ، و معنى آن است كه او در تكليف ما به ( 7 ) مكلَّفان معامله آنان كند كه ايشان را امتحان و ابتلاء كنند ، آنگه آن را بر توسّع امتحان خواند ، و اين افعال چون اطلاق و تخليه و تمكين و تخيير و مانند اين فعلها كه خداى با مكلَّفان كرده است كه آن صورت امتحان دارد . * ( وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ) * ، و او خدايى است عزيز غالب همه چيز را ، و هيچ چيز او را غالب نشود ( 8 ) . و « غفور » آمرزنده است .
و امّا تقديم موت بر حيات في قوله تعالى : * ( خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ ) * ، به ( 9 ) آن كه حيات بهتر است از موت در او چند وجه گفتند ( 10 ) : يكى آن كه اعتبار نيست در
هامش
( 1 ) . كا : به نيت .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : رجوع كرد با .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ابو الحسن الاشعرىّ و مذهب .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و معنى .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . اساس : كه ، با توجّه به آد تصحيح شد .
( 9 - 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : با .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : او را هيچ چيز غلبه نكند .
( 10 ) . كا : گفتهاند .