موامرت [ 53 - پ ] مشاورت ( 1 ) باشد . * ( وَإِنْ تَعاسَرْتُمْ ) * ، و اگر سختى كنيد شما را زيان دارد ( 2 ) ، ديگرى بيايد و او را شير دهد . و اين خطاب با مادران و پدران [ است ] ( 3 ) چون خلاف كنند با يكديگر و ( 4 ) بنسازند و آن ( 5 ) مزد تمام ندهد ( 6 ) و او ( 7 ) مزد زيادت خواهد .
آنگه امر كرد و گفت : * ( لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِه ) * ، توانگر از سر توانگرى و دست فراخى به حسب آنچه لايق باشد با او ( 8 ) . * ( وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْه رِزْقُه ) * ، و آن كس كه روزى بر او مقدّر و مضيّق باشد ، بايد كه تا نفقه مىكند از آنچه خداى او را داده باشد [ بيش از آن تكليف بر او ننهند . * ( لا يُكَلِّفُ اللَّه نَفْساً إِلَّا ما آتاها ) * ، كه خداى تعالى تكليف نكند هيچ نفسى را الَّا آنچه او را داده باشد ] ( 9 ) ، و اين آيت دليل است بر آن كه خداى تعالى تكليف ما لا يطاق نكند ، و كس را تكليف نكند به آنچه او را نباشد ( 10 ) . آنگاه بر سبيل تسلَّى و دلخوشى گفت : * ( سَيَجْعَلُ اللَّه بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً ) * ، خداى تعالى از پس درويشى ، توانگرى دهد ، و از پس سختى راحتى ( 11 ) دهد .
* ( وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَرُسُلِه ) * ، « كأيّن » به معنى « كم » باشد به معنى خبر از تكثير ( 12 ) ، گفت : بساده و شهر ( 13 ) - و « من » زيادت است - كه
هامش
( 1 ) . اساس : مسافره ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : سختى كنيد و دشخوار فرار گيريد * ( فَسَتُرْضِعُ لَه أُخْرى ) * .
( 9 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . آد ، گا با هم .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و مرد .
( 6 ) . اساس : بنهند ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و زن .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : به آن .
( 10 ) . آد ، گا : نداده باشد .
( 11 ) . كا ، گا : پس دشخوارى خوارى ، آد : پس دشخوارى آسانى .
( 12 ) . آد ، گا : خبر از تكثير فعل ، كا : خبر از نكث بر فعل .
( 13 ) . آد ، گا : بسا ديهى و شهرى .