دهد ، الَّا آن كه فرزند جز شير مادر بنستاند ، كه آنگه از مادر بازنشايد گرفتن ، و اگر مادر تن در ندهد كه كودك را شير دهد و حال او آن حال بود ( 1 ) جبر كند ( 2 ) مادر تا پدر فكر رضاع كند ( 3 ) تا كودك هلاك نشود .
و رضاع آن بود كه مادر يا دايه شير دهد كودك را . و از اين جا گفت رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - :
يحرم من الرّضاع ما ( 4 ) يحرم من النّسب
، معنى آن است كه زن مرضعه به مثابت مادر است كودك ( 5 ) را ، و مادر مرضعه جدّه شود كودك را ، و خواهرش خالهء او شود ، و دخترش خواهر او شود ، و پسرش برادر او ، و همچنين جملهء محرّمات هر گه كه شرايط رضاع باشد ( 6 ) و شرايط او آن است كه چندانى شير دهد كودك را كه گوشت و پوست او از شير برويد ( 7 ) ، اگر [ اين ] ( 8 ) معلوم باشد و الَّا اعتبار به پانزده رضعه باشد پياپى كه در ميان آن شير هيچ زن ( 9 ) [ ديگر ] ( 10 ) نخورد [ ه باشد ] ( 11 ) ، و اگر اين نيز معلوم نباشد ( 12 ) ، اعتبار ( 13 ) به شبان روزى است ، و بايد تا در مدّت رضاع بود - و آن دو سال باشد ( 14 ) - چه اگر اين شرايط يا يكى از اين شرايط مختل باشد ( 15 ) حرمت رضاع ثابت نشود . * ( وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ ) * ، آنگه گفت : امر معروف كنيد به آنچه در ميان شماست ، و « ايتمار » يكديگر را فرمودن است ، و « ايتمار » امتثال [ امر ] ( 16 ) باشد و
هامش
( 1 ) . كا : و حال اين چنين بود .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كنند .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مادر را به رضاع .
( 4 ) . كا : كما .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مادر شود كودك .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : رضاع حاصل شود .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : او از شير آن زن نما يابد .
( 16 - 11 - 10 - 8 ) . اساس ، ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : زنى .
( 12 ) . كا : نبوده باشد .
( 13 ) . كا : اعتبارى .
( 14 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و آن در دو سالگى باشد .
( 15 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : چه اگر از اين شرايط يكى مختل شود .