حامل واجب باشد ، سواء اگر طلاق رجعى باشد و اگر بائن ، و خلاف كه افتاد در ميان ايشان در متوفّى عنها زوجها [ افتاد ] ( 1 ) بنزديك ما هم واجب باشد به سبب فرزند كه در شكم دارد .
آنگه خلاف كردند كه از كجا نفقه كنند او را . مذهب على [ عليه السّلام ] ( 2 ) و عبد اللَّه عمر و شريح و نخعى و شعبى و حمّاد و ابن ابى ليلى و سفيان و اصحاب او آن است كه نفقه من صلب المال كنند ( 3 ) تا بار بنهادن . عبد اللَّه عبّاس و عبد اللَّه زبير و جابر عبد اللَّه و مالك و شافعى و ابو حنيفه گفتند : نفقهء او از نصيب او كنند از ميراث شوهر [ و ] ( 4 ) آن بار كه در شكم دارد ( 5 ) آن را « حمل » گويند به فتح « حا » ، و نيز ( 6 ) بار درخت را ( 7 ) و آنچه بر پشت باشد يا بر سر همچنين به كسر حاء « حمل » گويند آن را ( 8 ) ، و جمعهما أحمال . و الحمل مصدر حملت الشّىء حملا ، و الحمل الشّىء المحمول كذبح و ذبح و نكث و نكث .
* ( فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ) * ، آنگه گفت : اگر كودكان شما را شير دهند ، مزدشان را بدهيد كه مزد آن بر شما واجب است . و گفتهاند : [ آيت ] ( 9 ) مخصوص است به زن مطلَّقه - زنى كه او را طلاق داده باشند - اگر فرزند مرد ( 10 ) را شير دهد او را اجرت رسد اجرت مثل ( 11 ) ، پس از آن كه راغب باشد و راضى باشد بدان ، اگر چنان كه بيگانه به اجرت معلوم قرار دهد و مادر به مانند آن راضى شود مادر اوليتر بود ، و اگر رضا ندهد و زيادت خواهد پدر را بود كه ( 12 ) او را به بيگانه
هامش
( 9 - 4 - 2 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : نفقه او من ماله كنند .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : شكم باشد .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و همچنين .
( 7 ) . اساس به فتح « حا » ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : يا بر سر حمل گويند .
( 10 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : اجرة المثل .
( 12 ) . آد ، گا : پدر را رسد كه .