تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
شود ( 1 ) ، كه حكم نفاس در آن باب حكم حيض است . اگر آبستن باشد به دو فرزند [ و ] ( 2 ) يكى جدا شود شوهر نتواند كردن تا آنگه كه جملهء آن كه در شكم دارد تمام وضع كند ( 3 ) لقوله تعالى : * ( أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ ) * ، و او وضع نكرد حمل خود را ، امّا انقطاع عصمت : اصحاب ما روايت كردند كه به وضع اوّل نباشد و مرد را بر او رجعت رسد ( 4 ) جز آن كه تا فارغ نشود از هر دو عقد نتواند بستن بر ديگرى . امّا عدّت زن آبستن كه شوهرش مرده باشد بيان كرديم كه : ابعد الأجلين بود ، و اين مذهب ماست . فقها فرق نكردند ( 5 ) ميان مطلَّقه و المتوفّى عنها زوجها در آن كه عدّتش وضع حمل باشد ( 6 ) . و فقها در مسترابه خلاف كردند . مذهب ما آن است كه : غايت عدّت او پانزده ماه باشد چنان كه گفتيم ، و مذهب مالك و احمد و اسحاق آن است كه : غايت عدّت او يك سال باشد ، و هذا احد قولي ( 7 ) الشّافعيّ . و مذهب اهل عراق آن است كه : چون يك حيض بديد ، جز به حيض عدّت نتواند داشتن و اگرش ده سال توقّف بايد كرد ( 8 ) [ ن ] تا آنگاه كه از حيض آيس ( 9 ) شود آنگه سه ماه عدّت بدارد ، و اين قول ديگر است شافعى را و اصحاب او بر اين اعتماد كنند ، و گفته‌اند : مذهب عبد اللَّه مسعود است . * ( وَمَنْ يَتَّقِ اللَّه يَجْعَلْ لَه مِنْ أَمْرِه يُسْراً ) * ، هر
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : پاكيزه نشود . ( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : وضع نكند . ( 4 ) . اساس : نرسد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 5 ) . كا ، گا : فرق كردند . ( 6 ) . اساس و ابو على الزّبيرى گفت : ان ارتبتم ، را معنى آن است . . . خارج از لغت عرب ، نقل مطلب در سطور قبل گذشت ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها در اين جا زايد مىنمايد . ( 7 ) . اساس ، كا : قول ، با توجّه به آد تصحيح شد . ( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كردن . ( 9 ) . اساس : ايمان ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .