بند بجست ( 1 ) و مىآمد در راه گلهاى شتر ديد ، چند شتر بران و با خود بياورد .
پدر ( 2 ) بدان توانگر شد ، فذالك قوله : * ( يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً ، وَيَرْزُقْه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ ) * ، كلبيّ گفت : [ سالم ] ( 3 ) آمد و پنجاه شتر مىآورد ( 4 ) . عبد اللَّه عبّاس گفت : اين مرد بنزديك رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - آمد و گفت : يا رسول اللَّه ، پسر مرا مشركان به اسيرى گرفتند و مادرش جزع مىكند ، چه [ مى ] ( 5 ) فرمايى ما را ؟ رسول فرمود : برو تو و مادرش ( 6 ) بسيار گوييد ( 7 ) :
لا حول و لا قوّة الَّا باللَّه العلىّ العظيم .
او به خانه آمد و گفت كه : احوال با رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفتم ، ما را فرمود تا اين كلمات بسيار گوييم . مادر گفت : نيكو فرمود ، آنگه اين كلمه پيوسته مىگفتند . بس ( 8 ) برنيامد كه پسر آمد و مبلغى گوسفند به غنيمت گرفته [ با خود آورد ] ( 9 ) خداى تعالى [ اين ] ( 10 ) آيت فرستاد . مقاتل گفت :
گوسفند آورد و متاعهاى ديگر ، او ( 11 ) بيامد و گفت : يا رسول اللَّه ، مرا ( 12 ) حلال باشد كه از آنچه او آورد چيزى بخورم ( 13 ) ؟ گفت : روا باشد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد .
عبد اللَّه عبّاس گفت : يك روز رسول اللَّه - عليه السّلام ( 14 ) - اين آيت بخواند ( 15 ) . آنگه گفت :
يجعل له مخرجا ، و من شبهات الدّنيا و من غمرات الموت و
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بجسته .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : پدرش .
( 10 - 9 - 5 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : شتر بياورد .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مادر او .
( 7 ) . آد ، گا : بگوييد ، كا : مىگوييد .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بسى .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : پدرش .
( 12 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ما را .
( 13 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بخوريم .
( 14 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم .
( 15 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : برخواند .