تو را رها نكردهام . اين جمله رجعت باشد ، جز آن است كه مستحبّ ( 1 ) است كه گواه برگيرد بر مراجعت براى آن كه بر طلاق گواه بر گرفته باشد تا مردم بدانند كه رجعت كرده است ( 2 ) ، او را متّهم بنكنند به زنا ، و شرط نيست در صحّت رجعت .
* ( أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ ) * ، و اگر خواهيد رها كنيد تا عدّت به سر آيد و بائن شود و مفارقت حاصل آيد . و مراد به « معروف » در هر دو جايگاه مقتضى شرع است ، يعنى به آنچه واجب شود ايشان را بر شما از نفقه و كسوت و مسكن و حسن الصّحبة ، و يا مفارقت [ كنيد ] ( 3 ) به معروف ، يعنى رها كند تا از عدّت بيرون آيد و مالك شود نفس خود را و مراجعت نكند بر سبيل مضارّه ، و غرض او آن باشد كه تا او شوهر نتواند كردن و در رنج باشد ، معروف دوم ترك مضارّه است .
* ( وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ ) * ، يعنى على الطَّلاق ، يعنى دو گواه عدل بر طلاق گيريد و اين قول اصحابان ماست ، چه طلاق واقع نباشد بنزديك ما جز بمحضر من الشّاهدين العادلين .
و از شرايط صحّت طلاق يكى اشهاد است و امر را ظاهر بر وجوب باشد بنزديك ما ، يعنى اوامر ( 4 ) قرآن و سنّت . اگر گويند مراد اشهاد بر مراجعت است ، بايد گفتن كه : اين امر سنّت است به قرينهء اجماع فرقه ، و اگر حمل كنند بر هر دو ، در طلاق واجب باشد و در رجعت سنّت ، آنگه هر يكى به قرينه دانند و از مطلق امر هيچ در او ( 5 ) ندانند مگر توقّف كنند بر دليل ، و شافعى تمسّك كرد به آن ( 6 ) آيت بر وجوب اشهاد بر نكاح ، بدان ( 7 ) كه گفت : مراد به اين اشهاد رجعت
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها آن .
( 2 ) . كا ، گا تا .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . آد : أعنى امر .
( 5 ) . اساس : دو ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : اين .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : با آن كه .