شود با او از مؤمن و كافر ، و لكن چون مؤمنان متّعظ شوند و منتفع به وعظ ، ايشان را تخصيص كرد ( 1 ) به ذكر . * ( وَمَنْ يَتَّقِ اللَّه يَجْعَلْ لَه مَخْرَجاً ) * ، گفت : هر كه از خداى بترسد و از معاصى ( 2 ) اجتناب كند و از ترك ( 3 ) واجبات ، خداى تعالى او را راه بيرون آمدن از عقاب پديد آرد .
* ( وَيَرْزُقْه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ ) * ، و روزى دهد او را از آن جا كه او را گمان نبود . عكرمه و ضحّاك و شعبى گفتند : مراد آن است كه هر كه از خداى بترسد و طلاق كه دهد طلاق سنّت دهد ، خداى تعالى او را راى ( 4 ) پديد آرد به رجعت . بيشتر مفسّران گفتند : آيت در حقّ عوف بن مالك الأشجعّى آمد ، و سبب آن بود كه مشركان پسرى از آن او را به اسيرى بگرفتند ( 5 ) نام او سالم .
او بنزديك رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - آمد و گفت : يا رسول اللَّه ، مشركان پسر مرا به اسيرى بگرفتند و من مردى درويشم ( 6 ) چيزى ندارم تا فديه كنم او را بدان . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : خداى داند كه بنزديك آل رسول ( 7 ) چيزى نيست الا مدّى از طعام ، برو تو و از خدا بترس و تقوى و پرهيزگارى كار بند [ و صبر كن ] ( 8 ) و بسيار [ مى ] ( 9 ) گوى :
لا حول و لا قوة الَّا باللَّه ( 10 ) .
مرد برفت و آن [ معنى ] ( 11 ) كار بست . يك روز ناگاه كه او خبر نداشت پسرش سالم مىآمد و چند شتر مىآورد . مشركان از او غافل شده بودند ، او از
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كردند .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها او .
( 3 ) . اساس : ارتكاب ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : راهى .
( 5 ) . آد ، گا : گرفته بودند .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها و .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : آل محمّد .
( 11 - 9 - 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 ) . آد و ديگر نسخه بدلها العلىّ العظيم .