او گفت : هر كه او استغفار بسيار كند ، خداى تعالى او را از غمها بيرون آرد و از هر تنگى ( 1 ) او را فرج دهد و روزى دهد او را از آن جا كه او گمان نبرد ، و هر كه بر خداى [ تعالى ] ( 2 ) توكّل كند و با او استوار باشد ، دلش ساكن بود در هست و نيست ( 3 ) ، خداى تعالى كفايت بكند كارهاى او را . * ( إِنَّ اللَّه بالِغُ أَمْرِه ) * ، [ كه خداى تعالى برسد به آنچه خواهد از كارش . عامّهء قرّاء خواندند :
« بالغ امره » ] ( 4 ) به تنوين و نصب « را » ( 5 ) على انّه مفعول به ، و حفص و مفضّل روايت كردند از عاصم : * ( بالِغُ أَمْرِه ) * ، بى تنوين و خفض على الاضافة .
و طلحة بن مصرّف همچنين خواند در شاذّ ، و داود بن ابي هند خواند :
« بالغ امره » به تنوين و رفع « را » ، يعنى كار او و فرمان او برسد بدانچه خواهد .
عبد الرّحمن بن رافع گفت چون اين آيت آمد كه : * ( مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه فَهُوَ حَسْبُه ) * ، اصحاب رسول گفتند : چون ما توكّل كرديم بر خداى ، خداى تعالى كار ما را كفايت كند . آنچه داشتند از دست فرو گذاشتند و محافظت نكردند . خداى تعالى از پس [ آن ] ( 6 ) اين آيت بفرستاد : * ( إِنَّ اللَّه بالِغُ أَمْرِه ) * ، يعنى فيكم و عليكم ، خداى تعالى قضاى خود براند در شما و بر شما .
* ( قَدْ جَعَلَ اللَّه لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً ) * ، خداى تعالى هر چيزى را قدرى و حدّى و اندازهاى نهاد كه به آن جا رسد . مسروق گفت در اين آيت كه : خداى تعالى قضاى خود براند اگر توكّل كنند ( 7 ) و اگر نكنند ، جز آن است كه هر كه بر او توكّل كند سيّآتش مكفّر كند و مزدش به عظيم ( 8 ) كند .
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : همه تنگيها .
( 6 - 4 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . كذا : در اساس و ديگر نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 11 / 185 ) : ساكن بود به او در همّت و نيّت .
( 5 ) . گا : أمر .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها بر او .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : تعظيم .