خواند ، و هر دو لغت است و جمعها جمع و جمعات .
ابو عبيده و فرّاء گفتند : قرآن بتثقيل آمد و سكون مقيستر است در كلام عرب ، كطرف و طرفه ( 1 ) ، و غرف و غرفة ( 2 ) ، و فرّاء گفت : به غير او لغتى ديگر هست ، و هى جمعة كهمزة ، و اين لغت بنى عقيل است . و گفتند : اين لغت پيغمبر است .
و خلاف كردند در آن كه اين روز را چرا جمعه خواندند . قولى آن است كه روايت كردند از سلمان كه او گفت : براى آن جمعه ( 3 ) خواندند اين روز را كه خداى تعالى در اين روز جمع كرد ميان آدم و حوّا ، و يك روايت او ( 4 ) براى آن كه : خداى تعالى آفريدن چيزها در اين روز تمام كرد ، پس مخلوقات در وجود مجتمع شدند ( 5 ) در آن روز ، و گفتند : براى آن كه جماعات در آن روز مجتمع ( 6 ) شوند براى نماز ، و گفتند : اوّل كس كه اين روز را جمعه خواند كعب بن لؤىّ بود . ابو سلمه گفت : اوّل كس كه « امّا بعد » گفت و آدينه را جمعه خواند كعب بن لؤى بود . و در جاهليّت اين روز را عروبه گفتندى ، و هر روزى را كه در هفته نامى ديگر بود خلاف اين نام كه امروز هست ، و شاعر جمع كرده آن را در دو بيت :
أؤمّل ان اعيش و انّ يومي
لأوّل او لاهون او جبار
او التّالي دبار فان أفته ( 7 )
لمؤنس او عروبة او شيار ( 8 )
هامش
( 1 ) . كا ، گا : كطرفة و طرف .
( 2 ) . كا ، گا : و غرفة و غرف .
( 6 - 3 ) . اساس : جمع ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و روايتى ديگر هم از او گفت .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها شد .
( 7 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : أفتونى ( ؟ ) ، با توجّه به مآخذ شعرى تصحيح شد .
( 8 ) . ضبط بيت در لسان العرب ( ذيل دبر ) چنين است :ارجّى أن أعيش ، و انّ يومى
باوّل او بأهون او جبارأو التّالى دبار ، فان أفته
فمؤنس أو عروبة أو شيار