عليه ( 1 ) - گفت :
و اللَّه لا ابالي وقع الموت علىّ ام وقعت على الموت
، و چون آن ضربت رسيد او را كه دانست كه از دنيا بخواهد رفت ( 2 ) ، [ گفت ] ( 3 ) :
فزت و ربّ الكعبة
، ظفر يافتم به خداى كعبه ، براى آن كه بر يقين بود كه چگونه مىرود و كجا مىرود .
آنگه حق تعالى خبر داد از ايشان ( 4 ) كه : ايشان هرگز تمنّاى مرگ نكنند به آن كه ايشان كردهاند و به آن عمل كه ايشان دارند ( 5 ) . * ( وَاللَّه عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ) * ، و خداى تعالى عالم است به احوال كافران . ابو هريره روايت كرد كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : هيچ كس از شما نباشد كه ( 6 ) تمنّاى مرگ كند اگر نيكوكار باشد و اگر بدكار ، براى آن كه اگر نيكوكار باشد بود كه آن چيز زيادت كند ، و اگر بد كردار باشد بود كه از آن توبه كند .
آنگه گفت كه : اين جهودان جز از آن كه تمنّاى مرگ نكنند از مرگ گريزانند ، اى محمّد بگوى ايشان را كه : اين مرگ ( 7 ) كه شما از او مىگريزيد ، او شما را ملاقى خواهد شدن ، يعنى مقاربه خواهد بودن شما را به او . و « فا » براى آن آورد كه كلام متضمّن است به معنى شرط و جزا ، كأنّه قال : سواء فررتم أو لا تفرّوا * ( فَإِنَّه مُلاقِيكُمْ ) * ، قال زهير :
و من هاب اسباب المنايا ينلنه
و لو نال اسباب السّماء بسلَّم ( 8 ) [ 39 - ر ]
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : على عليه السّلام .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : رفتن .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها گفت : * ( وَلا يَتَمَنَّوْنَه أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ) * .
( 5 ) . اساس : كردهاند ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : شما نبايد .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : آنگه گفت بگو اى محمّد اين جهودان را * ( قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْه . . . ) * كه آن مرگ .
( 8 ) . كذا : در اساس و ديگر نسخه بدلها ، لسان العرب ( ذيل سبب ) آورده است :و من هاب اسباب المنيّة يلقها
و لو رام اسباب السّماء بسلَّم