و بازگشت [ 32 - ر ] ما با تو است .
* ( رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا ) * ، بار خدايا ما را فتنه و آزمايش مكن براى كافران . گفتند : معنى آن است كه ما را به كام ايشان مكن ، و آنچه ايشان مىخواهند با ايشان منماى در ما . مجاهد گفت : معنى آن است كه ما را به دست ايشان عذاب مكن ، يعنى ما را از ايشان نگاه دار و ايشان را بر ما مسلَّط مكن .
بعضى ديگر گفتند : معنى آن است كه ما را امتحان مكن ( 1 ) كه چون ايشان ببينند ( 2 ) فتنه شوند و ( 3 ) به آن مفتون گردند ، گويند ( 4 ) : اگر اينان حق بودندى ، [ اينان را ] ( 5 ) اين نكبت نرسيدى . * ( وَاغْفِرْ لَنا رَبَّنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) * ، و ما را بيامرز بار خدايا كه تو عزيز ( 6 ) و حكيمى ، كس با تو مغالبت نتواند كردن و كسى ( 7 ) را بر تو اعتراض نرسد ، و حق تعالى بر سبيل تعليم و توقيف اين حكايت كرد با ما تا به مثل آن ( 8 ) حال اين دعا كنيم .
* ( لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ) * ، گفت : شما را [ در ايشان ] ( 9 ) جاى اقتداست اقتداى نيكو ، اين خطاب است با مؤمنان امّت ما ( 10 ) . * ( لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّه وَالْيَوْمَ الآخِرَ ) * ، بدل « لكم » ( 11 ) است بدل البعض من الكلّ . [ و محلّ جار و مجرور نصب است به خبر « كان » ] ( 12 ) آن كس را كه به خداى و رحمت و ثواب او اميد
هامش
( 1 ) . كا : امتحانى مكن .
( 2 ) . اساس : بيوفتند ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . اساس ايشان را ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 4 ) . كا كه .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به كا افزوده شد .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : عزيزى .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كس .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : حكايت كرد تا ما در مثل اين .
( 12 - 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 11 / 123 ) : مؤمنان امّت . « من » فى قوله :
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بدل است من قوله لكم .