شديم به شما . * ( وَبَدا بَيْنَنا وَبَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَالْبَغْضاءُ أَبَداً ) * ، و ميان ما و شما دشمنى پديد آمد و تباعد [ در ] ( 1 ) دلها هميشه [ تا آن وقت كه به خدا ايمان آريد ] ( 2 ) .
* ( إِلَّا قَوْلَ إِبْراهِيمَ لأَبِيه لأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ ) * ، حق تعالى رسول را فرمود و مؤمنان را كه :
به ابراهيم اقتدا كنيد در جملهء خصال ، الا در اين يك خصلت كه او براى پدر و عم استغفار كرد براى عذرى ظاهر كه در سورة التّوبه ( 3 ) پديد كرد ، فى قوله :
وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لأَبِيه إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاه ( 4 ) - الاية ، و اين استغفارى بود مشروط به شرط ايمان ، و چون شرط حاصل نيامد مشروط حاصل نبود ، پس حق تعالى اين بگفت تا بدانند مؤمنان كه استغفار نشايد كردن مؤمنان را براى مشركان ، چنان كه گفت : ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى ( 5 ) - الاية . اين قولى است ( 6 ) ، و قول ديگر آن است كه : استثنا نه [ از ] ( 7 ) اقتداست ، بل از اين جمله است كه استثناء عقيب او آمد بلا فصل ، و هى قوله : * ( إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ ) * ، يعنى ايشان همه گفتند كافران قوم خود را كه : ما از شما بيزاريم ، الَّا ابراهيم كه اين تبرّا نكرد از پدر براى وعدهء ايمان ، بل گفت : * ( لأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ ) * ، من آمرزش خواهم براى تو . * ( وَما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّه مِنْ شَيْءٍ ) * ، و من مالك نهام تو را از خداى هيچ چيز ، يعنى اگر عند آن كه خواهد كه تو را مؤاخذت كند به گناه تو ، من ممانعت و مدافعت او نتوانم كردن ( 8 ) . آنگه حكايت كرد از ابراهيم - عليه السّلام - و [ مؤمنان ] ( 9 ) با او كه ايشان گفتند : * ( رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا ) * ، بار خدايا ما به ( 10 ) تو توكّل كرديم . * ( وَإِلَيْكَ أَنَبْنا ) * ، أى رجعنا ، با تو رجوع ( 11 ) كرديم . * ( وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ) * ،
هامش
( 9 - 7 - 2 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آد ، گا : الانعام .
( 4 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 114 .
( 5 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 113 .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : اين يك قول است .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : نتوانم كرد .
( 10 ) . آد ، كا ، گا : بر .
( 11 ) . آد ، كا ، گا : و رجوع با تو .