بر راهب پيدا شد و گفت : يا برصيصا مرا مىشناسى ؟ گفت : نه . گفت : من آن راهبم كه تو را آن دعا آموختم ، ويحك چه كردى از پس من ! آبروى خود و همه عابدان عالم ببردى ، و لكن من تو را چيزى بياموزم كه ( 1 ) از آن نجات يا بى به دعواتى كه من دانم . گفت : چه كنم ؟ گفت : مرا يك بار سجده كن تا من به دعا چشمهاى اينان بگيرم تا تو بگريزى . آنگه چون گريخته باشى تو به كن با خداى ( 2 ) . او سجده كرد او را و كافر شد ، و ذلك قوله : * ( كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّه رَبَّ الْعالَمِينَ ) * .
چون او [ 28 - ر ] سجده كرده بود ، ديو از او تبرّا كرد ( 3 ) و گفت : من از تو بيزارم كه من از خداى مىترسم ، و اين خبر از اسانيد اصحاب الحديث است و با مذهب ما راست نيست ، چه در او زحفى ( 4 ) چند است كه مخالف است اصول را ، و اين ( 5 ) ممكن است تأويل گفتن ، اگر در خبر درست شود تأويل آن باشد كه :
اگر اين خبر صحيح است ، آن مرد ( 6 ) همچو ابيض منافق بوده باشد ، چه ارتداد بنزديك ما درست نيست از آن جا كه مؤدّى است با احباط يا با مذهب جبر ، و بنزديك ما سجدهء جز خداى بحقيقت كفر نباشد ، چه كفر از افعال قلوب باشد و در احوال جوارح هيچ كفر نيوفتد ، و لكن [ از ] ( 7 ) افعال [ و ] ( 8 ) علامات ( 9 ) كفر باشد چنان كه ايمان همه افعال دل باشد و نماز علامت او بود
لقوله - عليه السّلام : علم الايمان الصّلاة ،
و علامت چيزى جز آن چيز باشد .
و امّا بايد گفتن كه : لفظ « كفر » در آيت به معنى اظهار كفر است في قوله :
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : بياموزانم .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : توبه كنى آنگه .
( 3 ) . تبرّا كرد / تبرّي كرد .
( 4 ) . آد ، گا : ضعفى .
( 5 ) . آد ، كا ، گا : آن را .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : اين راهب .
( 8 - 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 9 ) . اساس : علامت ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .