تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
نخوانند ( 1 ) و عالمى در ميان قومى كه احوال او ندانند و ( 2 ) تفقّد نكنند ، و اسيرى در بلاد روم ( 3 ) در ميان كافران كه خداى را ندانند . آنگه گفت : كيست كه مؤونت اين مرد كفايت كند تا خداى تعالى در فردوس اعلى او را جاى دهد ؟ حضرت امير المؤمنين على برخاست ( 4 ) و دست سائل گرفت و ببرد ( 5 ) به حجرهء فاطمه عليها السّلام - و گفت : اى دختر رسول خداى در كار اين مهمان ( 6 ) نظر كن . فاطمه گفت : اى پسر عمّ رسول خداى در سراى جز قدرى گندم نبود و از آن طعامى ساخته‌ام و كودكان ما ( 7 ) محتاجند و تو روزه دارى و طعام اندك است ، يك كس را بيش نباشد . [ گفت : حاضر كن . فاطمه - عليها السّلام - طعام را حاضر كرد . امير المؤمنين - عليه السّلام - چون ديد كه طعام اندك است ، با خود ] ( 8 ) گفت : اگر من [ 25 - پ ] طعام نخورم نشايد و اگر طعام خورم مهمان را كفايت نباشد . دست مبارك دراز كرد به علَّت آن كه چراغ اصلاح مىكنم و چراغ را بنشاند . آنگه حضرت خير النّساء ( 9 ) را گفت : در چراغ روشن كردن تعلَّل كن تا مهمان طعام نيك بخورد آنگه چراغ بيار ، و حضرت امير المؤمنين - صلوات اللَّه و سلامه عليه - دهان مبارك مىجنبانيد و مىنمود كه طعام مىخورم و ( 10 ) نمى خورد تا مهمان طعام تمام بخورد و سير شد . حضرت خير النّساء ( 11 ) - عليها السّلام - چراغ بياورد و بنهاد و طعام بر حال خود بود . پس امير المؤمنين مهمان را گفت : چرا طعام نخوردى ( 12 ) ؟ گفت : يا ابا الحسن من طعام بخوردم و سير شدم و لكن خداى تعالى طعام را
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : كه آن را نخوانند . ( 2 ) . آد ، كا ، گا : كه مردم به اقوال او گوش باز ندارند و او را . ( 3 ) . اساس كه ، با توجّه به ضبط نسخه بدلها حذف شد . ( 4 ) . آد ، كا ، گا : برخواست . ( 5 ) . آد ، كا ، گا تا . ( 6 ) . آد ، كا ، گا : يا فاطمه در كار اين مرد . ( 7 ) . آد ، كا ، گا به آن . ( 8 ) . اساس : افتادگى دارد ، از آد آورده شد . ( 11 - 9 ) . آد ، كا ، گا : فاطمه . ( 10 ) . آد ، كا ، گا : امّا . ( 12 ) . آد ، كا ، گا : نمىخورى .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 124 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي