در خبر است كه عبد اللَّه مسعود مردى را ديد محرم ، احرام گرفته و جامهء دوخته پوشيده ، گفت : يا هذا ، اگر محرمى جامهء دوخته بركن . گفت : آيتى از قرآن بر من توانى خواندن در اين باب ؟ گفت : آرى ( 1 ) : * ( وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوه وَما نَهاكُمْ عَنْه فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّه ) * ، و اين دليل آن است كه آيت را حمل بايد كردن بر عموم .
* ( وَاتَّقُوا اللَّه إِنَّ اللَّه شَدِيدُ الْعِقابِ ) * ، گفت : از خدا بترسيد كه او سخت عقوبت است .
* ( لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ ) * ، [ گفتند تقدير آيت آن است كه : * ( كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِياءِ مِنْكُمْ ) * ، بل * ( لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ ) * ] ( 2 ) ، گفت : تا مال غنيمت متداول نشود ميان توانگران ، بل درويشان را باشد از مهاجران كه در مكّه خانه و نشيمن خود رها كردند و با رسول به مدينه آمدند . آنگه وصف كرد ايشان را ، گفت : * ( الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ ) * ، آنانند كه ايشان را بيرون كرده باشند از سرايهاشان و مالهاشان ( 3 ) . * ( يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّه وَرِضْواناً ) * [ 25 - ر ] در محلّ حال ( 4 ) ، أى طالبين فضلا ، در آن حال كه طلب فضل و رضاى خداى مىكنند . * ( وَيَنْصُرُونَ اللَّه وَرَسُولَه ) * ، و نصرت خداى و رسول خداى مىكنند ، يعنى نصرت دين خداى و پيغمبر خداى مىكنند . * ( أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ) * ، ايشان راستگيرانند .
در اخبار آمد كه : مردى ( 5 ) بود از ايشان كه سنگ بر شكم بستى تا پشت او راست دارد ( 6 ) و به زمستان چاله ( 7 ) بكندى و در او نشستى تا سرما كمتر يابد ( 8 ) كه هيچ جا بنداشتى ( 9 ) ، سعيد جبير گفت و سعيد عبد الرّحمن بن أبزى كه : در جماعتى
هامش
( 1 ) . آد ، كا : در اين باب من اين آيت بر او خواندم .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آد ، كا ، گا و قوله .
( 4 ) . آد ، كا ، گا : جمله در محلّ حال افتاد .
( 5 ) . آد ، كا ، گا : مرد .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : راست داشتى .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : گوى .
( 8 ) . آد ، كا ، گا : كمتر يافتى .
( 9 ) . آد ، كا : خانه نداشتى ، گا : جامه نداشتى .