انا ابن الرّابعين من آل عمرو
و فرسان المنابر من جناب
[ أى ] ( 1 ) أنا بن الاخذين ربع المال ، يعنى انا بن الرّؤساء . حق تعالى ( 2 ) در اسلام ربع با ( 3 ) خمس كرد تا رسول را و اهل البيت و اقرباء او را از غنيمت خمس باشد ، و آنچه خاصّ رسول است و آن فىء است كه جمله او را باشد و خويشان او را ، چنان كه در اين آيت بيان كرد و اين را خمس نباشد .
و بدان كه زمينها بر چهار قسم است : زمينى آن است كه اهل او اسلام آرند بطوع و رغبت خود بى قتال ( 4 ) ، آن زمين ايشان ايشان ( 5 ) را باشد ، در دست ايشان رها كنند تا چنان كه خواهند [ در آن ] ( 6 ) تصرّف مىكنند به بيع و شرى و هبه بر ايشان در آنچه حاصل آيد ايشان را از غلَّات عشر باشد يا نصف العشر .
و زمينى ديگر آن باشد كه به شمشير بستانند ، جملهء مسلمانان را باشد .
امام به آن كس دهد به مقاطعه كه او خواهد به چندانى كه صلاح داند ، و آنچه حاصل شود از آن جا صرف كند با مصالح مسلمانان .
و ضرب سيوم ( 7 ) زمين صلح است ، و آن زمين اهل جزيه باشد از اهل ذمّه ، امام با ايشان مصالحه كند با آنچه صلاح داند از ربع و ثلث و كما بيش آن به حسب مصلحت ، چون اسلام آرند صلح و جزيه از ايشان بيفتد ، و حكم زمين ايشان حكم زمين آنان باشد كه بطوع اسلام آورده باشند ، و اين از جزيه باشد كه امام بر ايشان نهد ، خواهد بر سرايهاى ايشان و خواهد بر زمين ايشان .
و ضرب چهارم زمينى است كه اهلش باز گذارند و از آن جا بروند ، آن
هامش
( 6 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : حق .
( 3 ) . كا : يا .
( 4 ) . گا يعنى فىء را .
( 5 ) . آد ، كا ، گا : ندارد .
( 7 ) . آد ، گا : سيم .