تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
عبد الرّحمن بن [ ابى ] ( 1 ) ليلى روايت كرد از حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب - صلوات اللَّه و سلامه عليه ( 2 ) - كه گفت : من و فاطمه و عبّاس و زيد بن حارثه به ديدن ( 3 ) رسول شديم و گفتيم : يا رسول اللَّه ، اگر حقّ ما از خمس در دست ما كنى در حيات خود تا كس با ما منازعت نكند از پس تو در آن . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - چنان كرد كه ما التماس كرديم ( 4 ) ، در عهد ابو بكر در دست من بود و در عهد عمر همچنين ( 5 ) . چون آخر عهد عمر بود ، مالى بسيار آوردند ، او حقّ ما بيرون كرد از آن جا ، من گفتم : بنو هاشم را اكنون حاجت نيست اگر صرف كنيد ( 6 ) با مصالح مسلمانان و ما را وقت دوم عوض دهى روا باشد . [ گفت : روا باشد ] ( 7 ) ، همچنان كرد . عبّاس گفت : نبايد كردن ( 8 ) كه ترسم اين حقّ ما با ما ندهند پس از اين ، و او مردى داهى بود همچنان افتاد كه ( 9 ) او گفت . و يك روايت ديگر از او آن است كه : در آخر عهد عمر ، مالى بسيار آوردند از فارس ( 10 ) و سوس و اهواز ، عمر گفت : اگر شما كه بنو هاشميد حقّى كه شما راست بر سبيل قرض به من دهيد تا ( 11 ) در مصالح مسلمانان و حوايج ايشان صرف كنم ، چون مالى آرند عوض باز دهم . من گفتم : روا باشد . عمر را وفات آمد ( 12 ) پيش از آن كه مال رسيد ( 13 ) و آن قرض ناگزارده ماند ، و اين اخبار و مانند اين اصحاب شافعى آوردند براى حجّت بر ابو حنيفه .
هامش
( 7 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : على عليه السّلام . ( 3 ) . آد ، كا ، گا : بنزديك ، كا : در نزديك . ( 4 ) . آد ، كا ، گا : چنان كه من التماس كردم بكرد و . ( 5 ) . آد ، كا ، گا در دست من بود . ( 6 ) . آد ، كا ، گا : صرف كنى . ( 8 ) . آد ، كا ، گا : نبايست كردن . ( 9 ) . آد ، كا ، گا : همچنان آمد كه . ( 10 ) . آد ، كا ، گا : پارس . ( 11 ) . آد ، كا ، گا من . ( 12 ) . آد ، كا ، گا : وفات رسيد . ( 13 ) . آد ، كا ، گا : مالى برسد .