اشتقاق او از فاء اذا رجع باشد ، و « أفاء » متعدّى باشد از او ، و سايهء بعد زوال را « فيء » گويند هم از آن جا من فاء اذا رجع . * ( فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْه مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكابٍ ) * ، نتاختيد بر آن هيچ اسبى و نه اشترى ، يعنى هيچ رنجى نرسيده به شما و قطع مسافتى نكرديد و قتال نكرديد بر آن و ايجاف و ايضاح اسراع باشد ، و الوجيف السّير السّريع . و بيش از آن نبود كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - بر شترى نشست و با تنى چند از صحابه آن جا رفت ، خداى تعالى بر دست او بگشاد بر طريق مصالحه ( 1 ) و قرار بر آن كه بروند و خانهها ( 2 ) رها كنند ، و قوله : « عليه » ضمير راجع است ( 3 ) با لفظ « ما » . * ( وَلكِنَّ اللَّه يُسَلِّطُ رُسُلَه عَلى مَنْ يَشاءُ ) * ، و لكن خداى مسلَّط كند پيغمبرانش را بر آن كه خواهد . * ( وَاللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) * ، و خداى تعالى بر همه چيز قادر است و توانا .
و خداى تعالى اموال بنى النّضير خاصّه به رسول داد ( 4 ) . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - ، بر مهاجر ببخشيد ، انصاريان را نداد ( 5 ) مگر سه كس را كه ايشان محتاج بودند ( 6 ) : أبو دجانة سماك بن خرشه ، و سهل بن حنيف ، و دريد بن الصّمّه ، و از بنى النّضير بيشتر از دو كس ايمان نياوردند ، يكى : سفيان عمرو بن وهب ( 7 ) و ديگرى سعد بن وهب كه ايشان اسلام آوردند .
رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - بفرمود تا مال و ملك ايشان با ايشان دادند .
عمر خطَّاب روايت كرد كه : مال بنى النّضير خداى تعالى به رسول داد از ( 8 ) خاص ، براى آن كه هيچ كس را در آن سعى نبود و به سعى حضرت رسول
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : مصلحت .
( 2 ) . اساس : و همهء نسخه بدلها : خانها / خانهها .
( 3 ) . آد ، كا ، گا : و ضمير عليه راجع است .
( 4 ) . آد و .
( 5 ) . آد ، كا ، گا : را چيزى نداد از آن .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : منهم .
( 7 ) . تفسير قرطبى ( 18 / 11 ) : سفيان بن عمير .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد .