ايشان را هرگز جلا نفرمودند ( 1 ) ، و خداى تعالى جلا بر ايشان نوشت . و « جلا » نشيمن رها كردن باشد ( 2 ) به رفتن ، و اگر نه آن بودى خداى تعالى ايشان را عذاب فرستادى به آن كه با رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - كردند ، چنان كه گفت ( 3 ) :
* ( وَلَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّه عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيا ) * - الآية .
مرّة الهمدانىّ گفت : اين اوّل حشر بود ايشان را از مدينه ، و حشر دوم از خيبر بود و جملهء جزيرهء عرب ( 4 ) از شام به أذرعات و اريحا در عهد عمر خطَّاب .
قتاده گفت : اين حشر اوّل بود ، امّا حشر دوم به آتشى باشد كه ايشان را جمع كند از مشرق به مغرب مىرانند ( 5 ) هر كجا مقام كنند به شب مقام كند با ايشان ، و هر كجا قيلوله كنند قيلوله كند با ايشان . و هر كه از ايشان باز پس ايستد بسوزانند او را .
يمان گفت ( 6 ) : براى آن اوّل حشر گفت كه خداى تعالى به اوّل و هله كه رسول به ايشان فرستاد و قتال كرد ظفر او را بود . محمّد بن اسحاق گفت : جلاء بنى النّضير آنگه بود كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - از غزاة احد باز آمد ، و فتح بنى قريظه آنگه بود كه از احزاب باز آمد ، و ميان هر دو دو سال بود . آنگه خطاب كرد با مسلمانان گفت : * ( ما ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا ) * ، شما گمان نبرديد كه ايشان بروند و خانهها به شما ( 7 ) رها كنند . * ( وَظَنُّوا ) * ، و ايشان گمان بردند كه حصنهاى ايشان ، ايشان را از خداى حمايت كند از آن جا كه حصنهاى قوى و محكم كرده بودند و درها و دروازهها در بسته ( 8 ) . * ( فَأَتاهُمُ اللَّه مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا ) * ، خداى تعالى
هامش
( 1 ) . آد ، گا : نفرموده بودند .
( 2 ) . آد ، كا ، گا و .
( 3 ) . آد ، كا ، گا : خداى تعالى گفت .
( 4 ) . اساس : جزاير مغرب ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . آد ، كا ، گا : به مغرب راند .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : يمان بن رباب .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : خانهها و نشيمنها .
( 8 ) . آد ، كا ، گا : درها و ديوارها بسته .