و ( 1 ) سى مرد با اويند كه مرگ خود اختيار كنند پيش از مرگ او ؟ گفتند : يا محمّد ، سى مرد ايناناند و سى مرد [ شما ] ( 2 ) صياحى و جلبهاى ( 3 ) هست ، اينان را گسيل كن ( 4 ) و سه مرد را بازگير تا ما نيز سه مرد بازگيريم و سخن گوييم .
رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - خواست تا همچنين كند . ايشان [ آن ] ( 5 ) سه مرد را كاردها بدادند تا ناگاه رسول را بكشند . در ميان ايشان زنى بود مسلمان و او را برادرى بود مسلمان با رسول ، او كس فرستاد و برادر را آگاه كرد ( 6 ) از كيد و غدر بنى النّضير . برادر آن زن بيامد و رسول را خبر داد . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - بازگشت و تا ديگر روز لشكر به زير حصن راند ( 7 ) ، و بيست و يك روز ( 8 ) حصار داد ايشان را ، و خداى تعالى ترس در دل ايشان افگند و از نصرت منافقان نوميد شدند ( 9 ) طلب صلح كردند .
رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : قرار صلح آن است كه از اين ولايت برويد - اگر خواستيد و اگر نه . تن در دادند و رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - قرار داد ( 10 ) با ايشان كه آنچه بر شتر توانند نهاد ( 11 ) [ برنهند و ] ( 12 ) ببرند ( 13 ) ، و آنچه نتوانند بردن رها كنند الَّا سلاح كه اندك و بسيار با خود نبرند ، و آنچه سرايها و عقار و املاك است باز گذارند .
هامش
( 1 ) . آد ، گا : كه .
( 5 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . اساس : غلبه ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . اساس : كيد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : را از آن حال خبر داد .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : لشكر را به زير حصن بنى النّضير فرستاد .
( 8 ) . آد ، كا ، گا آن جا را .
( 9 ) . آد ، كا و .
( 10 ) . آد ، گا : قرار بر آن داد كه .
( 11 ) . آد ، گا : نهادن ، كا : نهند .
( 13 - 12 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به كا افزوده شد .