عبد اللَّه عبّاس گفت : صلح بر آن كردند كه هر اهل سراى ( 1 ) سه شتروار ( 2 ) متاع و غلَّه بيشتر ( 3 ) نبرند و آنچه بماند رها كنند . ضحّاك گفت : قرار چنان بود كه هر ( 4 ) سه كس شترى بار ببرند و وسقى گندم ، بر اين جمله قرار دادند و ناحيهء مدينه بازگذاشتند و به شام رفتند و به أريحا و به أذرعات الَّا اهل دو خانه آل ابى الحقيق و آل حيىّ بن أخطب كه ايشان به خيبر رفتند ، و گروهى به حيره رفتند ، فذلك قوله - عزّ و جلّ : * ( هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لأَوَّلِ الْحَشْرِ ) * ، گفت : او آن خداست كه بيرون كرد كافران را از اهل كتاب ، يعنى جهودان از سرايهاشان براى اوّل حشر . خلاف كردند در معنى اوّل حشر . بعضى مفسّران گفتند : اوّل حشر ايشان به شام بود ، [ و حشر ] ( 5 ) دوم به زمين محشر روز قيامت ، و در اخبار آمد كه : زمين محشر به ( 6 ) شام بود . عبد اللَّه عبّاس گفت : هر كه شاكّ است در آن كه محشر به زمين شام خواهد بود ، گو اين آيت بخواند ( 7 ) . گفت اين براى آن بود كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - ايشان را گفت : برويد .
گفتند : كجا رويم ؟ گفت : به محشر . خداى تعالى اين آيت فرستاد كه : * ( لأَوَّلِ الْحَشْرِ ) * .
كلبيّ گفت براى آن گفت : * ( لأَوَّلِ الْحَشْرِ ) * ، كه ايشان اوّل قوم ( 8 ) بودند كه ايشان را به جمع و حشر گسيل كردند ( 9 ) به طريق جلا از زمينى به زمينى ديگر .
زهرىّ گفت : براى آن [ 22 - ر ] اوّل حشر گفت كه اينان از سبطى بودند كه
هامش
( 1 ) . آد ، گا : سرايى .
( 2 ) . اساس : شتر از ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . آد ، كا ، گا : بيش .
( 4 ) . آد ، گا : به هر .
( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . آد ، كا ، گا زمين .
( 7 ) . كا ، گا : بر خوان .
( 8 ) . آد ، گا : قومى .
( 9 ) . اساس : كيد كردند ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .