تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
نمىنمايند در تحصيل علم به صحّت آن ، بل سستى و تقصير مىكنند ، قال أبو القيس الأسلت :
الحزم و القوّة خير من ال إدهان و الفهّة و الهاع
* ( وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ) * ، گفت : نصيب و حظَّ خود از اين قرآن تكذيب كرديد ، يعنى از آنچه در قرآن كار بايد ( 1 ) بست شما بر عكس آن كرديد از تكذيب ، و « أنّ » مع اسمها و خبرها در جاى مصدر است ، و براى آن به لفظ « رزق » گفت كه اين حظَّى است كه لابدّ است ايشان را از اين از روى معلوم . حسن گفت : در اين آيه زيان كند بنده كه نصيب او از قرآن تكذيب باشد . بعضى ديگر گفتند : آيه در انواء باران آمد . عبد اللَّه عباس روايت كرد گفت ( 2 ) : در عهد رسول - عليه السلام - بارانى آمد ، رسول - عليه السلام - گفت : مردم در اين باران به ( 3 ) دو گروه‌اند : بهرى شاكرند و بهرى كافر . امّا شاكر آنان بودند كه گفتند : اين رحمتى است كه خداى تعالى داد ( 4 ) و ( 5 ) آنان كه كافر بودند آنان بودند كه گفتند ( 6 ) : صدق نوء كذا و كذا ، خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ ) * ( 7 ) ، يعنى النّجوم التي يتوقّعون عندها سقوط المطر ، إلى قوله : * ( وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ) * ، و شرح اين قول در سبب نزول آيه آن است كه عبد اللَّه عبّاس گفت كه : رسول - عليه السلام - به سفرى رفت و صحابه با او ، در راه تشنگى عظيم به ايشان رسيد و آب نيافتند ، بيامدند و با رسول - عليه السلام - شكايت كردند و گفتند : يا رسول اللَّه ! تشنگى ما بغايت رسيد . رسول - عليه السلام - گفت : اگر من دعا كنم و خداى تعالى باران فرستد ،
هامش
( 1 ) . آد ، گا : مىبايد . ( 2 ) . آد ، گا : كه . ( 3 ) . آد ، كا : بر . ( 4 ) . آد ، كا ، گا ما را . ( 5 ) . آد ، گا امّا . ( 6 ) . آد ، گا : كه بر خلاف اين گفتند . ( 7 ) . سورهء واقعه ( 56 ) آيهء 75 .