تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
* ( أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَه أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ) * شما مىرويانى ( 1 ) يا من مىرويانم ( 2 ) ؟ محمّد بن سيرين روايت كرد از ابو هريره كه رسول - عليه السلام - گفت : مگوى ( 3 ) « زرعت » ، و لكن گويى ( 4 ) « حرثت » يعنى تخم كشتن خود را زرع مگويى ( 5 ) ، حرث گويى ( 6 ) ، چه حرث كه كشت است به شماست ، و زرع كه انبات و رويانيدن است به من است ( 7 ) ، آنگه گفت الم تسمعوا قول اللَّه تعالى : * ( أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَه أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ ) * آنگه گفت : * ( لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْناه حُطاماً ) * اگر ما خواهيم تخم در زير زمين بپوسانيم ( 8 ) و نرويانيم ( 9 ) تا بر شما تباه شود . مرّه گفت : معنى آن است كه برويانيم گياه و برگ او ، و دانه در او نيافرينيم تا همه كاه باشد . * ( فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُونَ ) * عامّهء قراء خواندند به فتح « ظا » ، و در قراءت عبد اللَّه مسعود « ظلتم » آمد به كسر « ظا » و اصل « ظلّ » « ظلل » بوده است ، چون عين الفعل بيفگند حركت او با « فا » داد ( 10 ) ، و هما لغتان . * ( تَفَكَّهُونَ ) * ، يمان گفت ( 11 ) : تندمون ، پس همه روز بمانى ( 12 ) پشيمانى مىخورى ( 13 ) [ بر آن خرج و رنج و روزگار صرف كرده باشيد ، نظير او در معنى فاصبح يقلَّب كفّيه على ما انفق فيها ( 14 ) . قتاده گفت : تعجّبون شگفت مىنماييد . عكرمه گفت : يكديگر را ملامت مىكنيد . حسن گفت : پشيمانى مىخوريد ] ( 15 ) بر معصيت گذشته كه به شومى آن زرع تباه شده باشد . ابن زيد گفت : تفجعون مصيبت زده مىباشى ( 16 ) . اين كيسان گفت : تحزنون ، اندوهگين ( 17 )
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مىرويانيد . ( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : ما مىرويانيم ، كه بر اساس مرجّح مىنمايد . ( 5 - 3 ) . مگوى / مگوييد . ( 6 - 4 ) . گويى / گوييد . ( 7 ) . آد ، گا : به خداست . ( 8 ) . آج ، كا : بپوشانيم ، آد ، گا : بيوسانيم . ( 9 ) . آد ، كا ، گا : بنرويانيم . ( 10 ) . آد ، گا : حركت او نقل به فاء الفعل كردند . ( 11 ) . آد ، گا تفكّهون أى . ( 12 ) . آد ، كا ، گا : بمانيد و . ( 13 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مىخوريد . ( 14 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 42 . ( 15 ) . اساس ، آج : افتادگى دارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 16 ) . آج ، كا ، گا : مىباشيد . ( 17 ) . آد ، كا ، گا : دژم .