مدنيان و عاصم و حمزه و اعمش و ايّوب خواندند : « شرب الهيم » به ضمّ « شين » و باقى قرّاء به فتح « شين » و هما لغتان . ابن جريج گفت : اين آيت پرسيدم از صادق جعفر بن محمّد كه اصحاب عبد اللَّه « شرب » مىخوانند مرا گفت :
نشنيدى كه رسول - عليه السلام - بديل بن ورقاء الخزاعىّ را به اهل منا فرستاد در ايّام تشريق و گفت انّها ايّام اكل و شرب . و بعال ( 1 ) ، بفتح الشّين . گفتند : در او سه لغت است : شرب و شرب و شرب ، بضمّتين . ابو زيد انصارى گفت : از بعضى شرب شنيدم در مصدر اين فعل و « هيم » شتران [ 137 - پ ] تشنه باشند واحدها اهيم ( 2 ) و هيماء و الجمع هيم . و گفتند هيام علتى باشد شتر را كه از آب سير نشود چندان كه مىخورد تا بميرد . ( 3 ) قال لبيد :
اجزت الى معارفها ( 4 ) بشعث ( 5 )
و اطلاح من العيدىّ هيم
ضحّاك و ابن كيسان و ابن عيينه گفتند : « هيم » ريگ نرم باشد تشنه كه چندان كه آب به او فرو كنى فرو مىشود ( 6 ) . و گفتند : هيم جمع اهيم باشد و او سموم زده باشد كه از آب سيرى نيابد ( 7 ) .
* ( هذا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّينِ ) * ، گفت : اين نزل و غذا و طعام ايشان باشد ( 8 ) روز قيامت ( 9 ) روز جزا و حساب ( 10 ) .
آنگه گفت بر سبيل تنبيه : * ( نَحْنُ خَلَقْناكُمْ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ ) * ما شما را
هامش
( 1 ) . اساس : يقال با توجّه به كا تصحيح شد .
( 2 ) . اساس و كا : هيم ، با توجه به آج و ديگر نسخهها تصحيح شد .
( 3 ) . آد ، گا : همچنان مىخورند تا بميرند . كا چندان كه تواند آب مىخورد تا بميرد .
( 4 ) . كذا در اساس و آج : معافها كا : معارفها ، آد و گا : ندارد .
( 5 ) . كذا در اساس و آج كا : بسقّب شعرانى ( 11 / 20 ) : بسيف .
( 6 ) . آد ، كا : بر او مىريزيى فرو مىبرد .
( 7 ) . آج : نباشد .
( 8 ) . كا در .
( 9 ) . كا ، گا كه .
( 10 ) . كا ، گا باشد .