زجّاج گفت : امّ غيلان باشد جز اين كه به جاى شوك آن را ميوه باشد . و قوله تعالى :
* ( مَنْضُودٍ ) * : اى ، منظوم بالثّمر بار و ميوهء او بر هم نهاده باشد بمانند مهرك بر پيوسته ( 1 ) از اصل ساق تا به سر شاخها . مسروق گفت : درختان بهشت همه چنين باشد .
* ( وَظِلٍّ مَمْدُودٍ ) * ، و سايه كشيدهء ( 2 ) ممتد كه آفتاب آن را ( 3 ) منسوخ بنه كند . ربيع گفت : سايهء عرش باشد . عمرو بن ميمون گفت : سايهء او هفتاد هزار ساله راه باشد [ 133 - پ ] ابو عبيده گفت : عرب روزگار دراز را و عمر دراز را و هر چيزى كه منقطع نشود ( 4 ) آن را ممدود خوانند . قال قال لبيد :
غلب العزاء ( 5 ) و كان ( 6 ) غير مغلَّب
دهر طويل دائم ممدود
عبد اللَّه عبّاس گفت در اين آيت درختى است در بهشت بر يك ساق ( 7 ) كه اهل بهشت جمله در زير او ( 8 ) حاضر آيند و حديث كنند و احوال دنيا ياد كنند و از آن حديث كنند ( 9 ) و گويند در دنيا ملاهى بودى ( 10 ) كه به آن تعلَّل كردندى و سماع ( 11 ) ، خداى تعالى بادى بفرستد تا برگهاى آن درخت را بر هم زند از آن جا آوازى بيرون آيد كه هرگز ( 12 ) نشنيده باشد . روايت كردند كه رسول - عليه السلام - گفت ( 13 ) در
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : با هم كردند .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : گسترده .
( 3 ) . كا : او را .
( 4 ) . آد ، كا ، گا : انقطاعى زود نبود .
( 5 ) . تبيان ( 9 / 496 ) ، مجمع البيان ( 5 / 218 ) : البقاء .
( 6 ) . تبيان ، قرطبى ( 17 / 209 ) : كنت .
( 7 ) . آج : به يك ساق .
( 8 ) . آد ، گا : سايهء آن .
( 9 ) . كذا در اساس و كا : ديگر نسخه بدلها عبارت اخير را ندارد .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : بود .
( 11 ) . آد ، گا كه عمر عزيز را بدان صرف كردند ( گا : نكردند .
( 12 ) . آج ، كا : كه كس چنان آد ، گا : كه كس چنان آواز .
( 13 ) . آد ، گا : ابو هريره روايت كرد از رسول - صلى اللَّه عليه و آله - كه .