بهشت درختى هست كه سوار تيز تك صد سال در سايهء آن مىرود هنوز به آخر نرسيده باشد .
آنگه گفت : بخوانى اگر خواهى ( 1 ) * ( وَظِلٍّ مَمْدُودٍ ، وَماءٍ مَسْكُوبٍ ) * ، اى مصبوب . يعنى آبى رونده كه هرگز منقطع نشود و نه در اخدود باشد ( 2 ) بل بر روى زمين راست مىرود . مزاحم بن داود گفت : مرا برادرى بود صالح و حقّ مادر نكو نگاه داشتى با پيش ( 3 ) خداى شود ( 4 ) . شبى در خوابش ديدم گفتم : ( 5 ) برادر ! مدتّى است كه مىخواهم تا بدانم كه تو در چهاى ، اكنون در چهاى ؟ ( 6 ) گفت : * ( فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ وَظِلٍّ مَمْدُودٍ وَماءٍ مَسْكُوبٍ ) * .
* ( وَفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ ) * و ميوههاى بسيار ، لا مقطوعة بالأزمان و لا ممنوعة بالأثمان به اوقات منقطع نشود و به بها ممتنع نشود نه آن بود كه وقتى باشد و وقتى نباشد ( 7 ) چون ميوههاى ( 8 ) دنيا و كس را از آن [ 134 - ر ] منع نكنند به هيچ وجه ( 9 ) . بهشت سراى راحت و اباحت است در او ( 10 ) منع نبود از هر چه خواهند .
گفتند در او ( 11 ) ديوارهاى دراز و درهاى بسته نبود و چنان كه در دنيا . گفتند به باز كردن منقطع نشود بل هر گه از او چيزى بگيرند مانند او پديد آيد بر او . و در خبر است كه رسول - عليه السلام - گفت هيچ ميوه از درختان بهشت باز نكنند ( 12 ) الَّا و به جاى او دو چندان پديد آيد .
هامش
( 1 ) . آج ، آد ، كا : بخوانيد اگر خواهيد . گا : ندارد .
( 10 - 2 ) . آد ، گا : رود .
( 3 ) . آد ، گا : تا باجرار .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : شد . شود / شد ، كه در متون قديم استعمال داشته است .
( 5 ) . آد ، گا اى .
( 6 ) . آج : كه تو در چه درجهاى آد ، گا : كه تو در اين مقام در چه كارى كا : كه تو در چيستى ، اكنون در چهاى ، كه هيچ - كدام به استوارى متن نيست .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : نه .
( 8 ) . اساس ، آج ، كا : ميوها .
( 9 ) . آد ، گا ، كا چه .
( 11 ) . گا : از او .
( 12 ) . آد ، گا : نچينند كا : بنچينند .