اذا ما الغانيات برزن يوما
و زججن الحواجب و العيونا
اى ، و كحلن العيون لأنّها لا تزجّج [ و مثله متقلَّدا سيفا و رمحا ، و مثله
علفتها تبنا و ماء باردا
و امّا مثال حمل بر معنى چنان بود كه شاعر گويد :
جئني به مثل بني بدر لقومهم
او مثل اخوة منظور بن سيّار
نصب « مثل » براى آن كرد كه معنى جئني به « هات » باشد ] ( 1 ) و كذالك على قراءة [ من قرء ] ( 2 ) و حورا عينا ، اى بالنصب ، و يعطون حورا عينا . و اين قراءت نخعى است . و اشهب العقيلىّ در شاذّ ( 3 ) ، و زنانى ( 4 ) حور سياه چشم و فراخ چشم .
جمع « حوراء » و « عيناء » باشد .
* ( كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ ) * مانند مرواريد پوشيده كه هوا در او اثر نكرده باشد از آن كه مكنون و مصون و محروس بوده باشد تا صفاى لون و ضياء او بر جاى خود بود .
قال عمر بن ابى ربيعه ( 5 ) :
هى زهراء مثل لؤلؤة الغوّا
ص ميرت من لؤلؤ مكنون .
( جزاء ) نصب بر مفعول له باشد ، اى يفعل ذلك بهم جزاء و مكافاة ، اين كه دهند ( 6 ) ايشان را بر سبيل جزا و مكافات دهند به آنچه كرده باشند از فعل طاعات و اجتناب مقبّحات . امّ سلمه گفت از رسول - عليه السلام - پرسيدم كه « حور عين » چه باشد گفت : زنانى سپيد ( 7 ) روى فراخ چشم .
انس مالك روايت كرد كه رسول - عليه السلام - گفت : خداى تعالى حور العين را از زعفران آفريد . ابو امامه روايت كرد از رسول - عليه السلام - كه او گفت : هيچ مؤمن نباشد و الَّا او را هفتاد زن بود از حور العين و هفتاد از ميراث
هامش
( 3 - 2 - 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها خواند .
( 4 ) . آد ، گا : و حور عين و زنانى .
( 5 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : عمرو بن ابى ربيعه ، با توجّه به مآخذ مربوط از جمله ( مجمع البيان 5 / 217 ) تصحيح شد .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : مىدهند .
( 7 ) . آد ، گا : سفيد .