مردمانى باشند ايشان : * ( فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ ) * در ميان درختان سدر باشند و سدر بهشت ميوه دار باشد ثمرها كامثال القلال ميوهء او مانند سبوها ( 1 ) بود ( 2 ) و « مخضود » ( 3 ) بر او خار نباشد كانّه خضد شوكها ، اى قطع . و منه الحديث في ذكر المدينة :
لا يخضد شوكها و لا يعضد شجرها .
و گفتند سدر درخت « نبق » باشد و مخضود آن بود [ 133 - ر ] كه شاخش دو تا شده باشد از بسيارى ( 4 ) ميوه و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و مجاهد و قتاده و ضحّاك و عكرمه . و قال اميّة بن ابى الصلت في وصف الجنّة :
انّ الحدائق في الجنان جليلة
فيها الكواعب سدرها مخضود
* ( وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ ) * ، روايت است كه امير المؤمنين - عليه السلام - خواند و طلع ، به « عين » و جملهء قرّاء به « حا » خواندند . قيس بن سعد گفت : كسى بر امير المؤمنين - عليه السلام - خواند و « طلح » به « حا » ( 5 ) گفت : و طلع ، ما شأن الطلح چه باشد و آن را چه كار است : آن جا طلع به « عين » بر خوان . آنگه بخواند ( 6 ) : وَنَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ ، گفتند : يا امير المؤمنين در مصحفها چنان است ( 7 ) بنگردانيم آن را . گفت : رها كنى كه :
القران لا يهاج اليوم و لا يحوّل
قرآن امروز بنگردانند . بيشتر مفسّران گفتند : « طلح » درخت موز باشد ، فرّاء و ابو عبيده گفتند :
طلح بنزديك عرب درختان بزرگ باشد كه آن را تنه باشد ( 8 ) . و قال بعض الحداة :
بشّرها دليلها و قالا
غدا ترين الطلح و الاحبالا ( 9 )
هامش
( 1 ) . آد ، گا : تلها باشد .
( 2 ) . آد ، گا يعنى .
( 3 ) . آد ، گا : پرى .
( 4 ) . آد ، گا : اين سوره مىخواند چون اين جا رسيد طلح به « حا » خواند ، امير المؤمنين - عليه السلام - گفت .
( 5 ) . آد ، كا ، گا : برخواند .
( 6 ) . سورهء شعراء ( 26 ) آيهء 148 .
( 7 ) . آد ، گا در همهء مصحفها « حا » نوشته .
( 8 ) . آد ، گا : خاء نبود .
( 9 ) . اساس و آج : علاء بن الطلح و الخبلاء با توجه به ديگر نسخه بدلها و قرطبى ( 17 / 208 ) و تبيان ( 9 / 496 ) و مجمع البيان ( 50 / 218 ) تصحيح شد .