داديم ( 1 ) و شما ندادى ( 2 ) و ما وضو و طهارت نماز كرديم و شما ( 3 ) نكردى ( 4 ) . عايشه گفت و اللَّه كه غلبه اينا ( 5 ) را بود .
* ( حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ ) * ، حق تعالى وصف كرد آن زنان را ، گفت :
حورند ( 6 ) و آن جمع « حوراء » و « أحور » باشد ، و تفسير او برفتاند جاى ( 7 ) .
* ( مَقْصُوراتٌ ) * ( 8 ) ، محبوسات ( 9 ) مستورات فى الحجال باز داشته پوشيده . يقال : امرءة قصيرة و قصورة و مقصورة اذا كانت مخدّرة مستورة لا تخرج ، قال الشاعر :
و انت التي حبّبت كلّ قصيرة
الىّ و ما تدري بذاك القصائر
عنيت قصيرات الحجال و لم ارد
قصار الخطا شرّ النّساء البحاتر
مجاهد گفت : مقصور باشند بر شوهران خود ، چشم به كسى ديگر نكنند ( 10 ) . أنس مالك روايت كرد كه رسول - عليه السلام - گفت : اگر يكى از حوريان بهشت خيو در زمين فگند يا در درياى شور خوش گردد از خوشى آب دهن او . * ( فِي الْخِيامِ ) * ، جمع خيمه .
عبد اللَّه مسعود گفت : هر زنى را خيمهاى باشد طولش شصت ميل . در خبر است كه رسول - عليه السلام - گفت : در بهشت [ 122 - ر ] خيمهها باشد ( 11 ) از درّ ( 12 ) سپيد به يك پاره ، طول او در هوا شصت گز در او هر زاويه از آن خيمه مؤمن را جفتى باشد كه او را ديگر كس نبيند .
عبد اللَّه عبّاس گفت در اين [ آيت ] ( 13 ) : حور مقصورات فى الخيام ، هر
هامش
( 1 ) . آج ، آد ، كا ، گا : صدقه دهندگانيم .
( 2 ) . آج : نداديد .
( 3 ) . آد ، گا از اينها هيچ .
( 4 ) . آج : نگرديد .
( 5 ) . اينا / اينان آج و ديگر نسخه بدلها : اينان .
( 6 ) . آد ، كا ، گا : حورانند .
( 7 ) . آج : اندرجاى آد ، گا : چند جا برفت .
( 8 ) . آد ، گا أى محصورات .
( 9 ) . اساس : محبوسان ، با توجّه به آج تصحيح شد .
( 10 ) . آد ، گا : باز نكنند .
( 11 ) . آد ، كا ، گا هر خيمهاى .
( 12 ) . آج ، آد ، كا : درّى .
( 13 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج افزوده شد .