درختان او در هم شده .
هِما عَيْنانِ نَضَّاخَتانِ ، گفت در او دو چشمه باشد كه آب از ايشان بر مىجوشد و مىزايد ، اى فوّارتان . حسن و عطا گفتند : از زمين مىبر جوشد ( 1 ) و آنگه روان مىشود . عبد اللَّه عبّاس گفت : بر مىدهد ( 2 ) به خير و بركت بر اهل بهشت . عبد اللَّه مسعود گفت : به جاى آب از اين چشمهها مشك و كافور ( 3 ) بر مىجوشد . و نضخ و نضح و رشح و رشّ متقاربند جز آن است كه « رشّ » كم باشد ( 4 ) پس رشح ، آنگه نضح ، آنگه نضخ . قال الشاعر :
من كلّ نضاخة الذّفرى اذا عرقت
( 5 ) * ( فِيهِما فاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ ) * ، گفت : در او ميوه باشد و خرما و نار ( 6 ) . و خرما و نار ( 7 ) از جملهء ميوه باشد و لكن آن را تخصيص كرد ( 8 ) براى تفضيل ، آن چنان كه :
و [ 120 - پ ] وَرُسُلِه وَجِبْرِيلَ وَمِيكالَ ( 9 ) ، كقوله : حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطى ( 10 ) كقوله : وَإِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَمِنْكَ وَمِنْ نُوحٍ ( 11 ) .
در خبر است كه : درختان بهشت از اصل ساق تا به سر شاخ ( 12 ) ميوهء منضّد ( 13 ) باشد . و ميوههاى آن مانند سبوها ( 14 ) باشد [ هر گه بچينند به جاى آن ديگرى پديد آيد و خوشهاى انگورش دوازده گز باشد ] ( 15 ) به طول و جويهاى آن ( 16 )
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : بر مىجوشد .
( 2 ) . آد ، گا : مىبر دهد .
( 3 ) . آد ، گا : عنبر .
( 4 ) . آد ، كا ، گا : كمتر باشد از رشح .
( 5 ) . اساس : الزورى اذا عوقب آج : الزوى اذا عوقب به بيت ، با توجه به ديگر نسخه بدلها بر اساس ضبط لسان العرب ( مادهء نضخ ) تصحيح شد .
( 7 - 6 ) . كا : انار .
( 8 ) . اساس : تخصيص كردند ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 9 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 98 .
( 10 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 238 .
( 11 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 7 .
( 12 ) . آد ، كا ، گا به .
( 13 ) . آج : متّصل .
( 14 ) . آج : سبويها .
( 15 ) . اساس افتادگى دارد ، از آج افزوده شد .
( 16 ) . آد ، كا ، گا : آب .