خيمهاى از پارهاى ( 1 ) لؤلؤ باشد چهار فرسنگ در چهار فرسنگ ، او را چهار هزار مصراع باشد .
أنس مالك روايت كرد كه رسول - عليه السلام - گفت : شب معراج كه مرا به آسمان بردند ، در بهشت جويها ديدم بر كنارههاى او خيمهها زده از مرجان ، از آن جا آواز بيرون مىآمد كه :
السلام عليك يا رسول اللَّه .
من گفتم : يا جبرئيل اينان كهاند ؟
گفت : كنيزكانىاند از حور عين ( 2 ) . دستورى خواستند از خداى تعالى تا بر تو سلام كنند ، خداى دستورى داد ايشان را و مىگفتند :
نحن الخالدات فلا نموت ابدا و نحن النّاعمات فلا نبأس أبدا ( 3 ) أزواج رجال كرام ، حور مقصورات فى الخيام
، گفت :
ما هميشه زندگانيم كه نمىميريم هرگز و ما ناعمانيم كه به سختى نرسيم هرگز ، زنان مردان كريم . حور مقصورات فى الخيام حوريان در خيمهها باز داشته .
* ( لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلا جَانٌّ ) * ، عامّهء قرّاء به كسر « ميم » خواندند ، و أبو حياة الشّاميّ و طلحة بن مصرّف در شاذّ به ضم خواندند ، و كسائي يكى مكسور خواند و يكى مضموم .
ابو اسحاق گفت : در قفاى اصحاب امير المؤمنين ( 4 ) نماز كردم ( 5 ) ، از ايشان شنيدم كه : [ 122 - پ ] « يطمثهنّ » خواندند به ضمّ « ميم » ، و [ از ] ( 6 ) اصحاب عبد اللَّه مسعود شنيدم به كسر « ميم » خواندند ، و كسائي براى آن يكى به ضم خواند و يكى به كسر تا از اين روايت برون نشده باشد ، و هما لغتان .
* ( مُتَّكِئِينَ عَلى رَفْرَفٍ خُضْرٍ ) * ، گفت : تكيه زده باشند بر رفرف سبز . سعيد جبير گفت : « رفرف » مرغزارهاى بهشت باشد پر گياه سبز و تازه ، و يكى را « رفرفه » گويند ، و « رفارف » ( 7 ) جمع رفرف باشد و هو جمع الجمع . عبد اللَّه عبّاس گفت :
هامش
( 1 ) . آد ، گا : از يك پاره .
( 2 ) . آج ، كا : كنيزكان از حور عيناند .
( 3 ) . آد ، گا نحن .
( 4 ) . آد ، كا ، گا على عليه السلام .
( 5 ) . آد ، كا ، گا : مىكردم .
( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 7 ) . اساس : رفاف ، با توجّه به آج و ديگر .