نكو روى باشند . حسن گفت : أى فاضلات . اسماعيل بن ابي خالد گفت :
عذار [ ى ] ( 1 ) دوشيزگان . جرير بن عبد اللَّه گفت : مختارات گزيدگان باشند .
مفسّران گفتند در تفسير خيرات ، لسن بذربات ( 2 ) و لا دفرات و لا بخراآت و لا متطلَّعات و لا متشوّفات و لا متسلَّطات ، و لا طمّاحات ( 3 ) و لا طوّافات فى الطَّريق ( 4 ) . نا خوش بوى نباشند ( 5 ) و پليد زبان نباشند و گنده دهن نباشند و سر به در بيرون كننده نباشند ( 6 ) و سليطه نباشند و متكبّر نباشند و گردنده ( 7 ) نباشند . و در خبر است كه : زنان بهشت دست در دست نهند و به غناء گويند ( 8 ) به آوازى كه خلايق مثل آن نشنيده باشند .
نحن الرّاضيات فلا نسخط ابدا ، و نحن المقيمات فلا نظعن ابدا ، و نحن خيرات حسان خلقنا لأزواج ( 9 ) كرام
ما خشنودانيم كه خشم نگيريم هرگز و مقيمانيم كز ( 10 ) اين جا نرويم هرگز و ما زنان ( 11 ) آراستهايم ( 12 ) به خصال و جمال ما را براى مردانى كريم نهادهاند .
روايت است كه : چون حوران ( 13 ) بهشت [ 121 - پ ] اين گويند ، زنان مؤمنان ( 14 ) گويند :
نحن المصلَّيات و ما صلَّيتنّ و نحن الصّائمات و ما صمتنّ و نحن المتصدّقات و ما تصدّقتنّ و نحن المتوضّيات و ما توضيتنّ ،
گويند : ما نماز كنندگانيم ( 15 ) و شما نكردى ( 16 ) ، ما روزه دارانيم و شما نداشتى ( 17 ) و ما صدقه
هامش
( 1 ) . اساس ، آج : ندارد ، با توجه به آد ، گا افزوده شد كا : عذراى .
( 2 ) . اساس ، آج : بدمزات ، با توجّه به آد ، كا ، گا تصحيح شد .
( 3 ) . آد ، كا ، گا : طمّاخات .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : فى الطَّرق .
( 6 - 5 ) . اساس : نباشد با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . آد در كوچها / در كوچهها .
( 8 ) . آد ، گا : مىگويند و مىسرايند .
( 9 ) . اساس ، آج : الازواج ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 10 ) . آد ، كا ، گا : كه از .
( 11 ) . آد ، كا ، گا : زمانيم .
( 12 ) . آد ، گا : آراسته .
( 13 ) . آد ، گا : حوريان .
( 14 ) . آد ، گا : مؤمنه كا : مؤمنات .
( 15 ) . كا ، گا : نماز كنانيم .
( 16 ) . آج : نكرديد .
( 17 ) . آج ، كا ، گا : نداشت .