* ( فِيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ ) * ، گفت در آن بهشت زنانى باشند كوتاه نظر كوتاه ديده و چشم بر هم نهاده . و گفتند : * ( قاصِراتُ الطَّرْفِ ) * ، يعنى چشم خود قصر كنند بر شوهران خود و در ديگر كس ننگرند . ابن زيد گفت شوهر خود را گويند ( 1 ) : به عزت خداى كه من در همه بهشت از تو نكوتر هيچ نمىبينم سپاس آن خداى را كه تو را به من داد و مرا به تو .
* ( لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلا جَانٌّ ) * ، گفت دست بديشان دراز كرده نباشند ( 2 ) هيچ پرى و آدمى . و گفتند اين كنايت است از جماع و مقاربت ، يعنى كسى با ايشان خلوت نبوده باشد ( 3 ) بل به مهر خود باشند . و گفتند مراد آن است كه اقتضاض نكرده باشند ايشان را و بكارت نبرده ( 4 ) و خون آلود نكرده ، چون ( 5 ) اصل او از خون است ( 6 ) . و منه الطَّامث ، للحايض . و گفتند . مراد لمس است يعنى دست هيچكس به ايشان نرسيده باشد . و قول اوّل در عربيّت ظاهرتر است ، و منه
قوله - عليه السلام - : ايّما امرأة ماتت بجمع لم تطمث دخلت الجنّة ،
گفت هر زنى كه ( 7 ) با مهر ( 8 ) با پيش خداى شود دوچيزگى ( 9 ) نابرده به بهشت شود ( 10 ) . و قال الشاعر :
دفعن ( 11 ) الىّ لم يطمثن قبلي
فهنّ اصحّ من بيض النّعام
سهل بن عبد اللَّه گفت : هر كه در دنيا چشم نگاه دارد از محرّمات در آخرت او را عوض دهند [ 119 - ر ] از قاصرات . امّا قوله : * ( وَلا جَانٌّ ) * ، قول درست آن است كه براى مبالغه گفت چنان كه يكى از ما گويد : هيچ جنّى و انسى را اين جا
هامش
( 1 ) . آد ، گا : هر يك از اين قاصرات شوهر خود را گويد .
( 2 ) . آج ، آد ، گا : دراز نكرده باشند .
( 3 ) . آد ، گا : هيچ آفريده بايشان خلوت نكرده باشد كا : خلوت نرفته باشد .
( 4 ) . آد ، گا و ايشان را پليد .
( 5 ) . آد ، گا ، كا : چه .
( 6 ) . آد : اصل طمث خون است .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها او .
( 8 ) . آد ، گا : به مهر .
( 9 ) . كذا در اساس و آج ، آد ، كا ، گا : دوشيزگى .
( 10 ) . آد ، گا : رود .
( 11 ) . قرطبى ( 17 / 181 ) و لسان ( مادهء طمث ) : وقعن . شاعر بيت در هر دو مأخذ فرزدق ذكر شده است .