گفتند « استبرق » معرّب است . عبد اللَّه مسعود و ابو هريره گفتند : « بطانه » براى آن ياد كرد تا بدانند كه چون بطانه از استبرق ( 1 ) باشد ظهاره از چه باشد ( 2 ) ؟ گفت : اين از آن جمله باشد كه خداى تعالى گفت : فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ ( 3 ) .
قولى دگر از او آن است كه گفت : بطائنها من استبرق و ظواهرها من نور ، گفت :
آستر از استبرق باشد و آوره ( 4 ) از نور . فرّاء گفت : مراد به بطانه ظهاره است . مؤرّج گفت : لغت قبط است . و گفتند معنى آن است كه بطانه ظهاره باشد و ظهاره بطانه ، براى آن كه موجّه بود دو روى ( 5 ) . بطانه كمتر از ظهاره نبود تا بر هر روى كه خواهد باز افگند ( 6 ) .
فرّاء گفت عرب گويند : هذا بطن السماء و هذا ظهر السماء و اين قول به خلاف ظاهر كلام عرب است و اقوال اوّل بهتر است و اوليتر * ( وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ ) * ، گفت و ميوههاى اين بستانها نزديك باشد قريب المتناول ( 7 ) تا براى استاده و نشسته و خفته بتواند گرفتن ( 8 ) . و الجنا الثمر ( 9 ) و جنيته اذا قطفته . قال بعض العرب ( 10 ) :
هذا جناى و خياره فيه [ 119 - ر ]
اذ كلّ جان يده الى فيه
در خبر است كه بندهء مؤمن بر سرير خفته باشد و از بالاى او درختان ميوه بر او سايه گسترده چون او را آرزو آيد ميوه از ( 11 ) آن شاخ سر فرود آرد تا او به دست خود تناول كند و دست كس بدان نرسيده باشد . * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) * .
هامش
( 1 ) . آد ، گا : ديبا .
( 2 ) . آد ، گا : از چه خواهد بود .
( 3 ) . سورهء سجده ( 32 ) آيهء 17 .
( 4 ) . كا : آفره ، آد و گا : ندارد .
( 5 ) . آد ، كا ، گا : كه دو روى بود . موجّه : به معنى جامه دو رويه در فرهنگها آمده است .
( 6 ) . آد ، گا : كه خواهند مىافگنند .
( 7 ) . آد : قريب التناول .
( 8 ) . آد ، كا ، گا : چيدن .
( 9 ) . آد ، كا ، گا يقال .
( 10 ) . در حاشيهء تفسير قرطبى ( 17 / 180 ) نام شاعر اين بيت « عمرو بن عدىّ اللخمىّ ابن اخت جذيمة الابرش » آمده . و افزوده است : و هو مثل يضرب للرجل يؤثر صاحبه بخيار ما عنده .
( 11 ) . آد ، گا : هر كدام كه خواهد .